Unknown

کاربر حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    6,079
  • امتیاز

    130 
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    91

فعالیت های امتیازی

  1. پسندیدن
    Unknown به rezabastani امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام
    خیلی لذت بردم از خوندن خاطرات دوستان. تصمیم گرفتم با کسب اجازه از بزرگان انجمن، منم اولین خاطره از برخوردم با اکانت دانشگاهی رو بیان کنم.
    من اولین بار با حدود 6 سال پیش با سیستم تأمین مقاله دانشگاه خودمون برخورد کردم. نظام دسترسی به مقالات تو دانشگاه ما متأسفانه خیلی فشل بود؛ چون مرکز فناوری اطلاعات دانشگاهمون داغون بود. برای دانلود مقاله باید میرفتیم کتابخونه مرکزی دانشگاه و اونجا سیستم های خاصی بود که به روش IP Base به ما دسترسی میدادن. (البته این تقریر امروز من از وضعیت اون موقع هست؛ وگرنه اون موقع اصلا نمیدونستم این سیستم چی هست و قراره چی کار کنه.)
    یک روز رفته بودم کتابخونه مرکزی که نسخه فیزیکی مجله های بایگانی شده رو بخونم. دیدم یک سری سیستم کامپیوتری هم هست رفتم نشستم پاش و مسئول کتابخونه توضیح داد که اینا برای دسترسی به مقالاته. یک مقدار با سامانه ور رفتم؛ اما چون چیزی حالیم نشد بی خیال شدم. دیگه این آشنایی رفت تا مقطع ارشد که میخواستم کار تحقیقی های ارشدم رو انجام بدم و پیگیر شدم که اون قضیه چی بود و الان به کجا رسیده. مسئول کتابخونه توضیح داد که الان دسترسی به نحوه proxy برامون برقرار شده و لزومی نداره تو کتابخونه مرکزی بشینیم. با خودم فکر کردم بالاخره دانشگاه ما هم در زمینه فناوری اطلاعات پیشرفت کرد؛ اما بعد که تحقیق کردم فهمیدم پیشرفتمون به شیوه اقتصاد بچه پولداری بوده. دانشگاه رفته بود با یک موسسه به نام بووووق قرارداد بسته بود. وگرنه اگر ما بودیم و فناوری اطلاعات دانشگاهمون، آرزوی با زیرشلواری سرچ کردن رو با خودمون به گور میبردیم.
    النهایه اون سامانه بوووق رو زیر و رو کردم دیدم تمام نیازهام رو تامین نمیکنه، بعد رفتم جستجو کردم و با ایران پیپر آشنا و بعدش مشتری ثابتش شدم. برام جالب بود که چه جوری میتونه کتاب ها و مقالات رو تامین کنه. فهمیدم سرنخ قضیه اینجا نهفته. اینجا که اومدم چند تا اکانت رایگان تونستم پیدا کنم و فهمیدم ای دل غافل این چیزایی که بوووق به ما میداده غالباً از طرق رایگان دیگه ای هم قابل دسترسی هست و شق القمری نمیکرده. الانم که دارم این متنو مینویسم هنوز فقط سرنخ تو دستم هست امیدوارم اجل مهلت بده و در جوار دوستان بتونم بالاخره به اون ته نخ برسم.
  2. پسندیدن
    Unknown به یوسف امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    بعد از مدت ها به یاد دوران گذشته وارد سایت شدم
    می خواستم ببینم چقدر تغییر کرده
    دیدم کلا کن فیکون شده 😅
    سایت خوبی بود و هست، کلا بچه های خوبی هم بودن اون موقع ،
    ادرس سایت و استادم به ما داد و ما 5 هم اتاقی هم همیشه استفاده کردیم . البته بعد از کلی پیام به مدیر خان که بخدا ما 5 نفر جداییم و از اینترنت خوابگاه استفاده میکنیم 😆😆
    خیلی خوب بود ، برای همه دوستان ارزوی سلامتی و سلامتی و سلامتی دارم چون مهمترین چیزه.
    از بچه های اون موقع سیانور ، یونس ، مدیر ، نیکتاز ، یادم بود بقیه اسما برام تقریبا جدید بود
    نیکتاز خان هم که حتی پروفایلش هم همونه
     
  3. پسندیدن
    Unknown به scientificjournals امتیاز داد در Wiley Spectra Lab, Very Rare Access   
    Universities that have rare access to Wiley Spectra Lab

  4. پسندیدن
    Unknown به White امتیاز داد در چون برسد بهار من   
  5. پسندیدن
    Unknown به booker امتیاز داد در سوال در مورد research gate   
    سلام دوست عزیز
    1- اعتبار این سایت به خودی خود قابل بحث نیست چون صرفاً مثل یک انجمن علمی صرفاً امکانی برای گردهم آمدن پژوهشگران فراهم کرده است و اعتبار هریک از مقالات نویسندگان به مجلاتی است که آن مقالات را منتشر کرده اند و در ارجاع دهی علمی باید به آن مجلات ارجاع داد نه به این انجمن. رفرنس علمی مقالات را هم با توجه به شماره DOI که معمولاً ذیل هر مقاله آمده است می توان پیدا کرد. تمام مقالات علمی ابتدا در یک مجله علمی یا کنفرانس منتشر شده اند و سپس در انجمن هایی مثل این معرفی می شوند. برخی از منابع را می توان یافت و اندکی از منابع قابل شناخت نیستند چون در مجلات نایاب یا کنفرانس های کم اعتبار منتشر شده اند. با این حال جستجوی عنوان مقاله در اینترنت می تواند راهنمای خوبی باشد.
    2- جستجو در این سایت با توجه به منوی بالای سایت صورت می گیرد. نتیجه اولین جستجوی شما به صورت خودکار مربوط به توضیحاتی است که هریک از اعضا درباره خود نوشته اند (Researchers). اگر از منوی همان صفحه، بخش Projects را انتخاب کنید، جستجو در پروژه های علمی صورت می گیرد و اگر Publications را انتخاب کنید در بخش عناوین مقالات و مجلات جستجو خواهد شد و همین گونه در بقیه موارد.
    3- ایمیل زدن به نویسنده همیشه یکی از راه های دسترسی به مقاله است که بسته به شخصیت نویسنده و اجازه مجله برای انتشار آن مقاله، امکان دسترسی شما فراهم می شود.
  6. پسندیدن
    Unknown به Ehsan امتیاز داد در درخواست فعال سازی VIP   
    سلام. انجام شد. 
  7. پسندیدن
    Unknown از salam21 یک واکنش گرفت در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام خدمت دوستان قدیمی و جدید
    نوشته اقا احسان رو که دیدم یادم دورانی که انجمن بودم و چیزایی که از انجمن بدست آوردم، افتادم خواستم گوشه ای از اون رو براتون تعریف کنم :)
    میخواستم با یکی از اساتید باسوادمون کار کنم و برای همین سعی میکردم پیگیر کار برای پایانامه گرفتن با ایشون باشم که بالاخره پذیرفتن و بعد تکلیفی که مقرر کرده بودن به چنتا مقاله رسیدم که دسترسی نداشتم و خلاصشون و برای استام بردم. ایشون گفتن باید متن کامل پیدا کنم و پس از کلی بررسی و جواب رد شنیدن از دانشگاه مجاور و دانشگاه خودمون، دسترسی پیدا نکردم. استاد گفتن اگر نتونی تهیه کنی ادامه همکاری ممکن نخواهد بود...که بعد کلی زمان صرف کردن اول سایت سای هاب و بعد انجمن رو پیدا کردم که وقتی نمیتونستم از سای هاب بگیرم به انجمن مراجعه میکردم.
    به قول یکی از دوستان...من هر جایی میرم انسان های خوبی سر راهم قرار میگیره...انجمن برای راهی بود که مشکلات علمی و مقاله هامو و حتی کتابایی ک نیاز داشتم رو ازون پیدا کردم. ب لطف اقا احسان مدیر اموزشی بودم که برای اموزش زبان فرانسه تلاش میکردم و دسترسی بالایی برای درخواست دادن ایجاد کرده بودن...خیلی از مدیران حاضر و ناحاضر الان! اونقدر لطف ب من داشتن در باب اکانت مورد نیاز  و تهیه مدرکی ک توی پایانامم نیاز داشتم، ک با لیست اسامی در این جا نمیگنجه و با تشکر تنها نمیتونه تموم بشه. از اقا ( احسان (بخاطر امتیاز های گاه و بیگاه و لطف های متوالی و اشتراک یکساله از لطف) امیر و ذوالکفل و علی و نیکتاز و سلام و .....) که همیشه منو با اکانتا و سالو های فوق العاده و گاها خیره کنندشون! مسحور کردن و همیشه ممنونشون هستم.
    باز هم به لطف اعضایی چند از انجمن مشکلاتی از من در طی پایانامه حل شد که با چند ماه دوندگی تو رو زدن نشد، یکی از کاربرای قدیمی ی ازمایش رو برای من انجام داد و تونستم اثبات کنم ک مقادیری ک طی محاسبات و اندازه گیری های انجام شده درست بوده...ک ماحصل اون مقاله ای شد ک بشه بهش افتخار کرد...
    با اینکه مدت محدودی در زمینه سالو کردن بودم و بعد نشد باشم (باز ادعایی در باب بلد بودن در این زمینه ندارم)..(در ادامه حرف اشک عزیز که همیشه سعی در یادگیری این حیطه داشته) این عده اموزش ها رو عده ای از اساتید با تلاش بدست اوردن و سخته ک کسی بتونه ثمره همچین زحمتی رو براحتی برای کسانی ک اشنایی نداره باهاشون در اختیار بذاره...
    چنتا مقاله خاص بودن ک دسترسی بهشون خیلی سخت بوده و خیلی خوشحالم کردن ک فقط دوستای انجمنی من برام تهیه کردن و واقعا از داشتنشون لذت بردم...یکیش که خیلی جالب هم بود(بخاطر اینکه باید اختصار همه مواردی که در مقاله ذکر میشه اورده بشه منجر ب پیدا شدن این مقاله شد)  این هست که اولین شرکتی که هزینه درست کردن سی تی اسکن های اولیه رو پرداخت کرده یک شرکت موسیقی بوده!
    پ.ن1: استاد سلام ببخشید که طولانی شده ولی به نوعی تشکر در قالب پست هست.
    پ.ن2: دانشگاه مورد علاقه برای دسترسی که خیلی بهم کمک کرد و برای مدتی واقعا بی نیاز شدم!!! دانشگاه ویرجینیا تک بود...پلتفورمی داشت مثل پروکوئست ک میتونستی مقاله رو سرچ کنی و در کنار اون دانلودش کنی یکبار هم درخواست دادم ولی فکر کنم نشد برای من پیدا کنن.....ای پی پورت هم دانشگاه میشیگان که اون هم باز پیدا نشد....
     
  8. پسندیدن
    Unknown از Ehsan یک واکنش گرفت در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام خدمت دوستان قدیمی و جدید
    نوشته اقا احسان رو که دیدم یادم دورانی که انجمن بودم و چیزایی که از انجمن بدست آوردم، افتادم خواستم گوشه ای از اون رو براتون تعریف کنم :)
    میخواستم با یکی از اساتید باسوادمون کار کنم و برای همین سعی میکردم پیگیر کار برای پایانامه گرفتن با ایشون باشم که بالاخره پذیرفتن و بعد تکلیفی که مقرر کرده بودن به چنتا مقاله رسیدم که دسترسی نداشتم و خلاصشون و برای استام بردم. ایشون گفتن باید متن کامل پیدا کنم و پس از کلی بررسی و جواب رد شنیدن از دانشگاه مجاور و دانشگاه خودمون، دسترسی پیدا نکردم. استاد گفتن اگر نتونی تهیه کنی ادامه همکاری ممکن نخواهد بود...که بعد کلی زمان صرف کردن اول سایت سای هاب و بعد انجمن رو پیدا کردم که وقتی نمیتونستم از سای هاب بگیرم به انجمن مراجعه میکردم.
    به قول یکی از دوستان...من هر جایی میرم انسان های خوبی سر راهم قرار میگیره...انجمن برای راهی بود که مشکلات علمی و مقاله هامو و حتی کتابایی ک نیاز داشتم رو ازون پیدا کردم. ب لطف اقا احسان مدیر اموزشی بودم که برای اموزش زبان فرانسه تلاش میکردم و دسترسی بالایی برای درخواست دادن ایجاد کرده بودن...خیلی از مدیران حاضر و ناحاضر الان! اونقدر لطف ب من داشتن در باب اکانت مورد نیاز  و تهیه مدرکی ک توی پایانامم نیاز داشتم، ک با لیست اسامی در این جا نمیگنجه و با تشکر تنها نمیتونه تموم بشه. از اقا ( احسان (بخاطر امتیاز های گاه و بیگاه و لطف های متوالی و اشتراک یکساله از لطف) امیر و ذوالکفل و علی و نیکتاز و سلام و .....) که همیشه منو با اکانتا و سالو های فوق العاده و گاها خیره کنندشون! مسحور کردن و همیشه ممنونشون هستم.
    باز هم به لطف اعضایی چند از انجمن مشکلاتی از من در طی پایانامه حل شد که با چند ماه دوندگی تو رو زدن نشد، یکی از کاربرای قدیمی ی ازمایش رو برای من انجام داد و تونستم اثبات کنم ک مقادیری ک طی محاسبات و اندازه گیری های انجام شده درست بوده...ک ماحصل اون مقاله ای شد ک بشه بهش افتخار کرد...
    با اینکه مدت محدودی در زمینه سالو کردن بودم و بعد نشد باشم (باز ادعایی در باب بلد بودن در این زمینه ندارم)..(در ادامه حرف اشک عزیز که همیشه سعی در یادگیری این حیطه داشته) این عده اموزش ها رو عده ای از اساتید با تلاش بدست اوردن و سخته ک کسی بتونه ثمره همچین زحمتی رو براحتی برای کسانی ک اشنایی نداره باهاشون در اختیار بذاره...
    چنتا مقاله خاص بودن ک دسترسی بهشون خیلی سخت بوده و خیلی خوشحالم کردن ک فقط دوستای انجمنی من برام تهیه کردن و واقعا از داشتنشون لذت بردم...یکیش که خیلی جالب هم بود(بخاطر اینکه باید اختصار همه مواردی که در مقاله ذکر میشه اورده بشه منجر ب پیدا شدن این مقاله شد)  این هست که اولین شرکتی که هزینه درست کردن سی تی اسکن های اولیه رو پرداخت کرده یک شرکت موسیقی بوده!
    پ.ن1: استاد سلام ببخشید که طولانی شده ولی به نوعی تشکر در قالب پست هست.
    پ.ن2: دانشگاه مورد علاقه برای دسترسی که خیلی بهم کمک کرد و برای مدتی واقعا بی نیاز شدم!!! دانشگاه ویرجینیا تک بود...پلتفورمی داشت مثل پروکوئست ک میتونستی مقاله رو سرچ کنی و در کنار اون دانلودش کنی یکبار هم درخواست دادم ولی فکر کنم نشد برای من پیدا کنن.....ای پی پورت هم دانشگاه میشیگان که اون هم باز پیدا نشد....
     
  9. پسندیدن
    Unknown از ashk یک واکنش گرفت در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام خدمت دوستان قدیمی و جدید
    نوشته اقا احسان رو که دیدم یادم دورانی که انجمن بودم و چیزایی که از انجمن بدست آوردم، افتادم خواستم گوشه ای از اون رو براتون تعریف کنم :)
    میخواستم با یکی از اساتید باسوادمون کار کنم و برای همین سعی میکردم پیگیر کار برای پایانامه گرفتن با ایشون باشم که بالاخره پذیرفتن و بعد تکلیفی که مقرر کرده بودن به چنتا مقاله رسیدم که دسترسی نداشتم و خلاصشون و برای استام بردم. ایشون گفتن باید متن کامل پیدا کنم و پس از کلی بررسی و جواب رد شنیدن از دانشگاه مجاور و دانشگاه خودمون، دسترسی پیدا نکردم. استاد گفتن اگر نتونی تهیه کنی ادامه همکاری ممکن نخواهد بود...که بعد کلی زمان صرف کردن اول سایت سای هاب و بعد انجمن رو پیدا کردم که وقتی نمیتونستم از سای هاب بگیرم به انجمن مراجعه میکردم.
    به قول یکی از دوستان...من هر جایی میرم انسان های خوبی سر راهم قرار میگیره...انجمن برای راهی بود که مشکلات علمی و مقاله هامو و حتی کتابایی ک نیاز داشتم رو ازون پیدا کردم. ب لطف اقا احسان مدیر اموزشی بودم که برای اموزش زبان فرانسه تلاش میکردم و دسترسی بالایی برای درخواست دادن ایجاد کرده بودن...خیلی از مدیران حاضر و ناحاضر الان! اونقدر لطف ب من داشتن در باب اکانت مورد نیاز  و تهیه مدرکی ک توی پایانامم نیاز داشتم، ک با لیست اسامی در این جا نمیگنجه و با تشکر تنها نمیتونه تموم بشه. از اقا ( احسان (بخاطر امتیاز های گاه و بیگاه و لطف های متوالی و اشتراک یکساله از لطف) امیر و ذوالکفل و علی و نیکتاز و سلام و .....) که همیشه منو با اکانتا و سالو های فوق العاده و گاها خیره کنندشون! مسحور کردن و همیشه ممنونشون هستم.
    باز هم به لطف اعضایی چند از انجمن مشکلاتی از من در طی پایانامه حل شد که با چند ماه دوندگی تو رو زدن نشد، یکی از کاربرای قدیمی ی ازمایش رو برای من انجام داد و تونستم اثبات کنم ک مقادیری ک طی محاسبات و اندازه گیری های انجام شده درست بوده...ک ماحصل اون مقاله ای شد ک بشه بهش افتخار کرد...
    با اینکه مدت محدودی در زمینه سالو کردن بودم و بعد نشد باشم (باز ادعایی در باب بلد بودن در این زمینه ندارم)..(در ادامه حرف اشک عزیز که همیشه سعی در یادگیری این حیطه داشته) این عده اموزش ها رو عده ای از اساتید با تلاش بدست اوردن و سخته ک کسی بتونه ثمره همچین زحمتی رو براحتی برای کسانی ک اشنایی نداره باهاشون در اختیار بذاره...
    چنتا مقاله خاص بودن ک دسترسی بهشون خیلی سخت بوده و خیلی خوشحالم کردن ک فقط دوستای انجمنی من برام تهیه کردن و واقعا از داشتنشون لذت بردم...یکیش که خیلی جالب هم بود(بخاطر اینکه باید اختصار همه مواردی که در مقاله ذکر میشه اورده بشه منجر ب پیدا شدن این مقاله شد)  این هست که اولین شرکتی که هزینه درست کردن سی تی اسکن های اولیه رو پرداخت کرده یک شرکت موسیقی بوده!
    پ.ن1: استاد سلام ببخشید که طولانی شده ولی به نوعی تشکر در قالب پست هست.
    پ.ن2: دانشگاه مورد علاقه برای دسترسی که خیلی بهم کمک کرد و برای مدتی واقعا بی نیاز شدم!!! دانشگاه ویرجینیا تک بود...پلتفورمی داشت مثل پروکوئست ک میتونستی مقاله رو سرچ کنی و در کنار اون دانلودش کنی یکبار هم درخواست دادم ولی فکر کنم نشد برای من پیدا کنن.....ای پی پورت هم دانشگاه میشیگان که اون هم باز پیدا نشد....
     
  10. پسندیدن
    Unknown به scientificjournals امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    My first knowledge about passwords was in 2013. I have a problem with my master at this time as my professor make me synthesize many organic compounds without knowing are these compounds novel or no.
    My professor used SciFinder to check for organic compounds, but he does not share his password. I was wondering through the web to find any shared password for SciFinder - the most secured site I have ever seen- and Allah helped me to find free password for 3 months. During this period, I checked most of my compounds, and I already found that 80% of my synthesized compounds are reported in the literature. From that time, I was exploring how can I access all of my literature to be aware by my work and not to be cheated by further professors. I joined most forums for passwords, but honestly our forum here was the best due to its low price at that time and also special passwords as well as the best members here like Safir, Nicktaz, Semregh and Mohsen and other talented injectors.
    I provide this forum with full access accounts and special access that are different from other forums.
    Nowadays, I have stable access to SciFinder since 2013, full access accounts, single account to some sites, and special Universities
    I should say, thanks to our beloved forum for its contribution in my scientific research that make me mastering my work effectively.
  11. پسندیدن
    Unknown به booker امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام
    جالبه من یادم نمیاد اولین اکانتم رو کی بدست آوردم. شاید اکانت میشیگان یا مک‌گیل بود که مقالات و کتاب‌های زیادی رو دانلود کردم. لازم به گفتن نیست که دسترسی به دانش مورد نیاز حس و حال خوبی داره. ولی از حدود 10 سال قبل که با دانلود رایگان کتاب از برخی سایت‌ها آشنا شدم اعتیاد بدی به جمع‌آوری کتاب پیدا کردم و گاه و بی‌گاه به دوشیدن این گاو فربه می‌پرداختم. البته یکبار حدود 50 گیگابایت کتاب رو به کتابخانه دانشگاهم هدیه دادم.
    یادم میاد یک روز که در اتاق مخصوص دانشجویان دکتری دانشگاه حضور داشتم یکی از خانم‌های هم‌دوره‌ای از عدم دسترسی به دو کتاب مورد نیازش نالان بود و حسرت می‌خورد. وقتی از این موضوع مطلع شدم با نمایشی شعبده‌بازانه کتابها رو براش گرفتم. هنوز خاطرم هست که از شوقش بال درآورده بود و چقدر تشکر کرد. چند روز پیش، خانم دکتر اهل مشهد از طریق تلگرام با کلی شرمندگی درخواست چند کتاب کرد. کتابها رو براش فرستادم و به عنوان حق‌الزحمه گفتم نایب‌الزیاره من باشه. چند روز بعد از حرم تماس گرفته بود ....
    حالا با بعضی از این جنس کارهام، هرچند وقت یکبار، یکی از دوستان و شاگردام از حرم تماس می‌گیرند و ابراز محبت می‌کنند.
  12. پسندیدن
    Unknown به ashk امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام
    سال 92 داشتم پایان نامه ی ارشدم رو می نوشتم و برای تهیه برخی منابع با مشکل مواجه شدم، در اینترنت جستجو کردم و وبلاگی رو پیدا کردم که مدیر وبلاگ شماره تلفن همراهش رو گذاشته بود تا برای تامین مقاله بهش زنگ بزنیم و به توافق قیمت برسیم. مدیر وبلاگ از جنوب ایران و احتمالا از بوشهر بود. چندین بار مقالاتم رو تامین کرد و من هم قیمت رو پرداخت میکردم. تا اینکه کنجکاو شدم چطوری این کار رو میکنه. برای اولین بار مفهوم آیپی و پورت رو ایشون به من یاد داد. ولی کار با آیپی و پورت خسته کننده بود چون هم زود منقضی می شد و هم تضمینی نبود که به مقاله مورد نظر دسترسی داشته باشه. در ادامه کنجکاویم، ایشون به من گفتن که عضو انجمن وی آر بشم. در این انجمن دانسته های من بیشتر شد و مطالب زیادی از دوستان یاد گرفتم و سعی کردم به عنوان عضوی از انجمن در پایداری انجمن کوشا باشم. چون سایت ها و انجمن های زیادی بودند که پس از مدتی تعطیل شدند و برای من مهم بود که انجمن وی آر برقرار و ثابت قدم باشه و به حال و روز انجمن های مشابه دچار نشه.
    در مورد تجربه آیپی و پورت باید بگم تنها دانشگاهی که از بدست آوردن آیپی و پورتش مفهوم دسترسی رو به معنای واقعی حس کردم michigan state university بود، که متاسفانه عمرش کوتاه بود.
    شاید یکی از اندیشه های هر فردی در انجمن این باشه که روزی به سطح مهارت این عزیزان: سفیر، نیکتاز، ذوالکفل، امیر و ... برسه. این صرفا یک حس کنجکاوی هست که مدام فرد رو برای دانستن بیشتر به سمت جلو هل میده. اگر اساتید مصلحت میدونن برای اعضایی که حداقل رسم وفاداری رو اثبات کردند دانسته های خودشون رو انتقال بدن و به این فکر نکنند که روزی فردی روی دست اونها بلند خواهد شد. همانطور که احسان عزیز فرمودن بچه های انجمن برای ازدواج، کار و غیره کم کم درگیر میشن و از انجمن دور میشن. اینکه دانسته ها انتقال پیدا بکنه و انجمن همواره پویا باشه برای انجمن خوب و مفید هست به شرطی که عزیزان از اعتماد صورت گرفته برای آموزش سوء استفاده نکنند.


     
  13. پسندیدن
    Unknown به Ehsan امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام.
    حقیقت اینکه من هیچوقت استفاده ای از پسورد دانشگاه ها برای دریافت مقاله برای خودم نکردم. نمیدونم نیاز نشد یا فرصتش پیش نیومد. زمان دانشگاه که خود دانشگاه دسترسی داشت و بعد از اون هم نیازی نشد دیگه.
    اما اجازه بدید براتون بگم که انجمن وی آر چطور متولد شد، ...
    اینکه داداش داشت تو وبلاگ های مختلف بدنبال یک آی پی پورت میگشت تا بتونه مقاله مورد نظرش را دانلود کنه را هنوز خوب یادمه. زمستون 6 سال قبل بود، شایدهم تابستان بود یا پاییز. اما اونجاش که داشت به من توضیح میداد که با این آی پی میتونی رایگان مقاله دانلود کنی را درست متوجه نشدم. یعنی هیچوقت نفهمیدم دقیقا چی شد. اما قبولش داشتم. داداش بود دیگه.
    یه پیج تو سایت وی آر زدم و پسوردها و آی پی ها را از وبلاگ های مختلف (ایرانی و خارجی) جمع آوردی می کردم میزاشتم اونجا. بخاطر داداش. نخواد اینقدر بگرده. عشق کاملا کورم کرده بود. کم کم برف های زمستون داشتند آب میشدند و پرستو های عاشق مسیر برگشت کوچ را با هم مرور می کردند و شکوفه های سیب بغل گرم خورشید بهاری را طلب می کردند که نگاه کردم دیدم انقدر پیج سایت کامنت خورده و طرفدار داره که اصلا نمیشه رسیدگی کرد. یادش بخیر داش یونس همیشه تو اون پیج جواب درخواست مقاله بچه ها را میداد (از دانشگاهش دسترسی خوبی داشت). یه بزرگی گفت انجمن بزنیم. نمیدونم خودم بودم، یونس بود، رامین بود کی بود، اصلا کی به کی بود، انجمن زدیم... همینی که الان میبینید.
    خیلی زود همه دور هم جمع شدیم و پسورد ها را برای استفاده همدیگر میزاشتیم. بی واسطه، بی چشم داشت. دانشجو بودیم به همدیگه کمک می کردیم. خیلی ها فارغ التحصیل شدند و رفتند دنبال سیکل معیوب سربازی > کار > زن > بچه > کار > کار > کار ...کار.
    دنیا پیشرفت کرد، اوباما رئیس جمهور آمریکا شد، اپک در یک جهش بی سابقه به بالاترین سطح قیمت خود رسید، دولت چین به بالاترین نرخ تولید ناخالص ملی خودش دست پیدا کرد، ناسا بزرگترین رکورد راهپیمایی فضایی خودش را جشن گرفت، غول های تکنولوژی پله های ترقی را 10 تا یکی طی کردند و نهایتا از بدنه وی آر سیستم اتوماسیون دانلود مقاله ایران پیپیر موازی با بسیاری از سیستم های مشابه متولد شد. سادگی استفاده، دانشجویان را مخاطب خودش کرد و انجمن محفلی شد برای حرفه ای تر ها... من و شما...
    باید برم بیرون. به همین اندازه بسنده کنم. سرتون را درد نمیارم. مایل بودید بعدن ادامه داستان را عرض میکنم.
    پیروز باشید 
  14. پسندیدن
    Unknown به salam21 امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    اولین دانشگاهی که من پسوردش را داشتم
    John F. Kennedy University
    بود که از یه وبلاگ بدست اوردم اون زمان بلد نبودم مقاله دانلود کنم فقط ساینس دایرکت بود.
    بعدش هم دنبال پسورد دانشگاهی نبودم تا اینکه یه مقاله از یه انتشارات انگلیسی میخواستم برای همین عضو اینجا شدم چون امتیاز نداشتم و دانشگاههای انگلستان تو بخش امتیازی بود یه پیام به ذوالکفل عزیز دادم و ایشون به من پسورد دانشگاه st.andrews دادن که خیلی دانشگاه خوبیه.
    پ.ن: دوستان این پست بداموزی نشه که تو پیام خصوصی اکانت درخواست کنید. فقط در بخش درخواست اکانت درغیر اینصورت با عرض معذرت بلاک میشید.
  15. پسندیدن
    Unknown به niktaz69 امتیاز داد در اولین تجربه و حس و حال استفاده از پسورد دانشگاه ها برای دانلود مقاله   
    سلام
    اولین بار ترم اول ارشد (سال 91)  استادم یه اکانت سوخته از iit.edu بهم داد و گفت مقالات ieee رو با اون اکانت میگرفتن و الان ک سوخته دیگه دسترسی ندارن. من اون زمان خیلی گشتم و اکانت سالمی از اون دانشگاه پیدا نکردم. ولی با این انجمن آشنا شدم و یه اکانت از یه دانشگاه دیگه برای دانلود از ieee گرفتم و به استادم دادم. اینقد خوشحال شد ک به دانشجوی دکتراش گفت یه جعبه شیرینی برام بخره. دیگه با پشتکاری ک داشتم انتهای سال تونستم حدود 200 اکانت از این دانشگاه (iit) بزنم. و برا استادم ایمیل کردم. بعد از اون دیگه معتاد شدیم و افتادیم توی این وادی.
  16. پسندیدن
    Unknown به niktaz69 امتیاز داد در انتقاد   
    سلام
    از دغدغه و نگرانیتون برا انجمن بسیار ممنونم. vip رو الان مجددا بررسی کردم. پسوردهای خیلی خوبی توی vip گذاشته شده ک حتی یک ریپلای هم نخوردن! دانشگاه های مثل لیبرتی، emich ، یورک، لیدز. دانشگاه های برزیلی و کلی دانشگاه دیگه. ارزش هر کدام از این پسوردها معادل قیمتیه 3000 امتیازی ک فرمودید هست. توی vip سعی میکنیم پسوردهایی بذاریم ک دسترسی متوسط به بالایی داشته باشن و اینکه با چند ریپلای سریع نسوزن
    پسوردهای حساس تر رو هم نمیشه توی وی آی پی گذاشت. دو ریپلای بشن سریع میسوزن. برای همین توی امتیازی گذاشتیم با تک ریپلای. 
    مدیران انجمن هم هر روز فعال هستن. اکثرا پشت پرده و در حال اکانت زدن! 
  17. پسندیدن
    Unknown به Ehsan امتیاز داد در انتقاد   
    سلام. سیستمی که تعداد ریپلای ها را شمارش میکنه از شمارش تعداد تاپیک ها هر بخش این کار را انجام میده و چون محدودیت در بخش vip ماهیانه است، تاپیک های قفل شده بعد از حداقل یک ماه منتقل می شوند. 
    همچنان پسوردهای ریپلای نشده زیادی در بخش vip هست. اگر به پسورد خاصی نیاز دارید بفرمائید تا در بخش vip قرار داده بشه.

  18. پسندیدن
    Unknown به salam21 امتیاز داد در ارتقا یافتگان -تشویق شدگان   
    هدیه نوروزی
    امسال نیز بر آن شدیم که به چند نفر از کاربران انجمن که  بیشترین همکاری را در سال گذشته با ما داشته اند هدیه ناقابلی اهدا کنیم.
    بخش درخواست
    کاربران داخلی
    booker
    anonymous
    ashk
    کاربران خارجی
    RE2017
    like2share
    pauline
    بخش اکانت
    arash5511
    saeed naghiabadi
    به هریک از این دوستان یک اکانت دانشگاه برکلی با دسترسی عالی در اسرع وقت اهدا می شود.
    -----------
    اکانت ها ارسال گردید.
  19. خوشحال شدن
    Unknown از armanatashi یک واکنش گرفت در تاپیک آزاد : کاربران تازه وارد درخواست ها و سوالات خود را اینجا بپرسند   
    سلام 
    برای دسترسی به ساینس میتونین از کوکی استفاده کنین که اموزش اون رو میتونین توی این تاپیک پیدا کنی:
    http://forums.weare.ir/index.php/topic/15439-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%D9%88-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AF%D8%A7/?hl=%DA%A9%D9%88%DA%A9%DB%8C%20%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3
     
    و کوکی های مورد نیاز رو از 
     
    http://forums.weare.ir/index.php/topic/15485-%DA%A9%D9%88%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%AA/
     
    دسترسی خوبی وجود داره
     
    برای ieee یکم کار مشکل میشه
    با این سرچ شرو کنید برای ieee
    http://forums.weare.ir/index.php?app=core&module=search&do=search&fromMainBar=1
  20. پسندیدن
    Unknown به rahy امتیاز داد در رمان مود علاقه من :)   
    پرفروش‌ترین رمان‌های ایرانی:

     474 هزار
    * کشتی پهلو گرفته / سید مهدی شجاعی
    * چاپ اول 68 / 27 چاپ تا کنون
    «کشتی پهلو گرفته» یک کتاب مذهبی است که ماجرای شهادت حضرت زهرا (س) را از زبان شخصیت‌های مرتبط با زندگی آن حضرت تعریف می‌کند.
    دلیل فروش: زائر مذهبی کتاب و روایت خوشخوان و ساده از یک واقعه تاریخی که برای ما اهمیت فراوانی دارد.
     
    260 هزار
    * بامداد خمار / فتانه حاج سید جوادی
    * چاپ اول 74 / 72 چاپ تا کنون
    حال و هوای رمان، یک فیلم هندی تمام عیار است. دختر پولدار داستان یک دل نه صد دل عاشق پسر یه لاقبایی می‌شود و با او ازدواج می‌کند.
    دلیل فروش: استفاده موفق از کلیشه‌های داستان‌های عامه پسند باعث شد که این کتاب حتی از سوی منتقدان جدی گرفته شود.

     150 هزار
    * چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم / زویا پیرزاد
    * چاپ اول 80 / 30 چاپ تا کنون
    کلاریس زنی است که تقریبا ً بدون آرزو، غم و حتی شادی که مدام یک سری از کارهای روزمره خانه را تکرار می‌کند. تکرار است که او را حسابی کفری کرده.
    دلیل فروش: فضای زنانه و دغدغه‌های قهرمان داستان به شدت مورد استقبال منتقدان قرار گرفت و حتی جایزه کتاب سال را هم برد.

     150 هزار
    * دا / زهرا حسینی
    * چاپ اول 87 / 64 چاپ تا کنون
    خاطرات یک دختر جوان از روزهای مقاومت خرمشهر که کاملا ً مستند است و اعظم حسینی آنها را به شکل داستان درآورده است.
    دلیل فروش: کتاب پر از جزئیاتی از جنگ است که تا به حال کسی حال و حوصله نوشتن آنها را نداشته.

     140 هزار
    * شب سراب / ناهید پژواک
    * چاپ اول 80 / 20 چاپ تا کنون
    داستان «بامداد خمار» را بر عکس کنید، ماجرای این کتاب دستتان می‌آید. همه مقصرها و مظلوم‌ها را با هم جا به جا کنید، می‌شود خلاصه داستان این کتاب.
    دلیل فروش: استفاده از یک داستان عامه پسند جواب پس داده.
     
     100 هزار
    * باغ مارشال / حسن کریم پور
    * چاپ اول 78 / 20 چاپ تا کنون
    شخصیت اصلی داستان پر است به نام خسرو که از عشایر است. خسرو با هزار و یک آرزو به تهران می‌آید و از آنجا سر از انگلستان درمی‌آورد.
    دلیل فروش: استفاده از کلیشه‌های داستان عامه پسند.
     
     100 هزار
    * قصه‌های مجید / هوشنگ مرادی کرمانی
    * 20 چاپ تا کنون
    حتما ً سریالش را هم دیده اید. اما برای آنهایی که سن‌شان به سریال قد نمی‌دهد همین را می‌گوییم که درباره پسر شر و شیطان یتیمی ‌است که با مادربزرگش زندگی می‌کند.
    دلیل فروش: شخصیت‌های داستان خیلی واقعی از آب درآمده اند. اقتباس تلویزیونی پور احمد هم البته بی تأثیر نبود.
     
     95 هزار
    * کلیدر / محمود دولت آبادی
    * چاپ اول 68 / 20 چاپ تا کنون
    اسم این رمان از روستایی در نیشابور گرفته شده که حوادث در آن اتفاق می‌افتد. داستان، ماجرای مبارزات گل محمد با خان‌هاست.
    دلیل فروش: شخصیت پردازی خوب و تم مبارزه ای داستان که کلا ً با حال و هوای ما ایرانی‌ها می‌خواند.

     90 هزار
    * سو و شون / سیمین دانشور
    * چاپ اول 48 / 15 چاپ تا کنون
    کتاب شرح ماجرای زنی است که شوهرش توسط عوامل رژیم پهلوی کشته شده است و این به چشم او شبیه داستان سیاوش است.
    دلیل فروش: کتاب نثر ساده و آسان خوانی دارد.

    80 هزار
    * سهم من / پرینوش صنیعی
    * چاپ اول 81 / 16 چاپ تا کنون
    قصه دختری که شیفته داروخانه چی محل شان است اما به دخالت خانواده اش مجبور به ازدواج با یک پسر سیاسی می‌شود. همین سیاسی بودن آقا هم کار دستشان می‌دهد و …
    دلیل فروش: استفاده از کلیشه‌های داستان‌های عامه پسند.

     80 هزار
    * بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم / نادر ابراهیمی
    * چاپ اول 45 / 18 چاپ تا کنون
    داستان پسر مردی کشاورز است که یک دل نه صد دل عاشق دختر خان می‌شود. مرد زمانی این داستان را روایت می‌کند که عشقش (هلیا) بعد از فرارشان او را تنها رها کرده و به خانه برگشته.
    دلیل فروش: تم عاشقانه داستان. البته این تم با تکنیکی متفاوت از عامه پسندها نوشته شده و نشر نادر ابراهیمی ‌هم بی تأثیر نیست.

     75 هزار
    * روی ماه خداوند را ببوس / مصطفی مستور
    * چاپ اول 1379 / 21 چاپ تا کنون
    داستان، داستان سرگشتگی‌های یک جامعه شناس جوان به نام یوسف است که تازه درسش تمام شده و نمی‌داند جای خدا در زندگی‌اش کجاست.
    دلیل فروش: نگاه نو به حرف‌ها و سوال‌های مذهبی باعث شده تا این کتاب بین خوانندگان محبوبیت پیدا کند. یکی از نکات کتاب همین بود که هیچ کس در آن سفید یا سیاه مطلق نبود و مثلا ً همین عنوان کتاب از حرف‌های یک زن خیابانی در داستان است.

     63 هزار
    * کافه پیانو / فرهاد جعفری
    * چاپ اول 86 / 21 چاپ تا کنون
    مرد که از قضا روزنامه نگار هم بوده، حالا ورشکست شده و برای گذراندن زندگی، کافه جمع و جوری زده و روز و شبش را در آنجا و با مشتری‌هایش می‌گذراند. کافی‌من به یکی ازمشتری‌هایش علاقه‌مند می‌شود.
    دلیل فروش: نثر وبلاگی و فضایی که داستان در آن می‌گذرد (کافه)، خیلی به حال و هوای این روزهای جوانان نزدیک است.

     57 هزار
    * من او / رضا امیر خانی
    * چاپ اول 78 / 26 چاپ تا کنون
    داستان مربوط به زندگی فردی به نام علی فتاح (از خانواده‌های قدیمی ‌تهران) است. علی فرزند یک تاجر معتبر است که در جنوب شهر زندگی می‌کنند. در نوجوانی عاشق مهتاب _ خواهر عزیزترین رفیقش کریم که نوکرشان هم بود _ می‌شود ولی این علاقه در طول عمر مهتاب به ازدواج نمی‌انجامد.
    دلیل فروش: تم عاشقانه و زبان و دیالوگ نویسی امیر خانی حسابی به خوانده شدن کتاب کمک کرد.

     55 هزار
    * ثریا در اغما / اسماعیل فصیح
    * 12 چاپ تا کنون
    خواهر زاده جلال که در فرانسه درس می‌خواند، همزمان با آغاز جنگ درسش تمام می‌شود و می‌خواهد به ایران برگردد. ماجرا با وارد شدن داستان‌های عاشقانه ادامه پیدا می‌کند و …
    دلیل فروش: فصیح، متخصص توصیف تهران دهه 60 است. نثر خوب او را هم اضافه کنید.
  21. پسندیدن
    Unknown از mohad یک واکنش گرفت در اشعار دلنشین   
    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او که هرگز نتوان یافت همانندش را
     
    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد 
    غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
     
    از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
    هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
     
    مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
    ...
    مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
    مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
     
    عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
    به تو اصرار نکرده است فرایندش را
     
    قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
     
    حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید 
    بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
     
    منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
    لای موهای تو گم کرد خداوندش را 
    کاظم بهمنی
  22. پسندیدن
    Unknown به maximus781 امتیاز داد در رمان مود علاقه من :)   
    سلام
    چند سال پیش یه رمان با تم روانشناسی و فلسفی خوندم به اسم درمان شوپنهاور از اروین د. یالوم
    کتاب سنگینیه ولی می تونه دیدگاه آدم به زندگی رو عمیق تر کنه
    فردی به عنوان نماینده شوپنهاور (که فیلسوف مورد علاقه من هستش) توی یک گروه روان درمانی حظور داره و داستان با این سیستم پیش میره.
     
    اگر در مورد راز خود سکوت کنم، آن راز زندانی من می شود، اگر اجازه دهم از دهانم خارج شود، من زندانی آن میشوم. بر درخت سکوت میوه های آرامش میروید. آرتور شوپنهاور
     
    از این نویسنده کتاب "وقتی نیچه گریست" رو هم گرفتم که بعدا بخونم و کتاب "مسئله اسپینوزا" رو هم تو برنامه خوندن دارم.

    ===
    یه کتابی هم که خوشم اومد رمان "بارن درخت نشین" هستش. داستان یه بارن هستش که از زندگی عادی جدا میشه و کل زندگیش رو میره بالای درخت زندگی می کنه ...
    ====

    یه بار رفته بودم به یه کتاب فروشی که بیشتر کتاب های فلسفی میفروشه. رفتم به قسمت رمان های فرانسوی و شانسی یه کتاب برداشتم و شروع کردم به خوندن و دیدم عالیه. یه نفر زندگی توی فرانسه رو ول می کنه و میره یه زمستون تنهای تنها کنار یه دریاچه یخ زده توی سیبری زندگی کنه. توصیفش از زندگی و آرامش و زیبایی طبیعت عالیه. خیلی از کتاب خوشم اومد و خیلی سریع خوندمش ...
    در جنگل های سیبری از سیلون تسون
    اینجا یکم در مورد کتاب نوشته شده:
    http://www.ibna.ir/fa/doc/book/129958/تنهايي-جنگل-هاي-سيبري-سرشار-ناگفته-هاست

     

  23. خوشحال شدن
    Unknown به salam21 امتیاز داد در رمان مود علاقه من :)   
    به هر کدام از سه عزیز شرکت کننده 1000 امتیاز تقدیم گردید.
    منتظر معرفی رمان های برتر از دید شما هستیم.
  24. پسندیدن
    Unknown از maximus781 یک واکنش گرفت در رمان مود علاقه من :)   
    سلام
    خیلی وقت بود میخواستم توی این تاپیک مطلب بنویسم ولی فرصت نکردم
    البته این روزها کتابای برام معرفی میشن برای خوندن اگر اجازه داشته باشم توی این تاپیک معرفی میکنم بعد این پستم
    رمانی که سال های قبل خوندم و ی جورایی زندگی من و زبان خوندنم تحت تاثیر شخصیت اون بود و بارها فیلمش رو دیدم و کتابش رو خوندم ب قول اقا احسان در ژانر ماجراجویی هست
    اسم این رمان "کنت دُ مُنت کریستو" (کنت جزیزه ای به نام مونت کریستو) هست
    داستان در مورد ملوانی هست که در حال ارتقا به رتبه کاپیتانی هست ولی به علت حسودی اغیار :) میوفته توی زندانی و بعد از چند سال و کمک پیرمردی بهش کل زندگیش و انتقامشو پس میگیره
    هم رمانش هم فیلمش که به زبان فرانسه هست خیلی زیباست!
  25. پسندیدن
    Unknown از Ehsan یک واکنش گرفت در اشعار دلنشین   
    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او که هرگز نتوان یافت همانندش را
     
    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد 
    غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
     
    از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
    هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
     
    مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
    ...
    مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
    مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
     
    عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
    به تو اصرار نکرده است فرایندش را
     
    قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
     
    حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید 
    بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
     
    منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
    لای موهای تو گم کرد خداوندش را 
    کاظم بهمنی