pazoki

یک نکته ی قرآنی، برسد به دست هرکسی که فکر می کنه گناهی داره که نمی تونه ترکش کنه

پست های پیشنهاد شده

 

یک نکته ی قرآنی، برسد به دست هرکسی که فکر می کنه گناهی داره که نمی تونه ترکش کنه

 

شح نفس یعنی بخل شدید قلب که با حرص همراه است

 

یادمه روزی در یک کارگاه تفسیر ، استاد وقتی می خواستند این عبارت قرآنی رو معنا کنند و برای اینکه حسابی مطلب جا بیفتد ماجرای جالبی رو نقل کردند که در حدی که یادم مانده باشد -نقل به مضمون - برایتان تعریف می کنم:

ایشان می گفتند: چند سال قبل که برای ضبط تفسیر با صدا و سیما همکاری می کردم رسیدم به آیه ای در مورد حجاب

خب مطلب را گفتم وقتی ضبط برنامه تمام شد ، خانمی از آن مجموعه که در مصرف پارچه صرفه جویی کرده بود، آمدند و گفتند امکان دارد چند لحظه وقتتان را بگیرم؟

گفتم: بفرمایید

گفت:حاج آقا من نمازهایم قضا نمی شود، روزه هایم را می گیرم، سعی می کنم به کسی ستم نکنم، سعی می کنم دل کسی را نشکنم، دعای کمیل و ندبه ام را تقریبا همیشه می خوانم، غیبت نمی کنم، دروغ نمی گویم، تهمت نمی زنم، بد کسی را نمی خواهم و ... اما این یکی را نمی توانم و به موهایش اشاره کرد. گفت این یکی را کوتاه بیایید من واقعا نمی توانم از بچگی در محیطی بزرگ شده ام که به این شکل بوده و واقعا واقعا نمی توانم از آن دست بردارم

گفتم: می دانی فرق ما با خدا چیست؟

گفت: متوجه نمی شوم؟

گفتم فرق ما اینه که اگر یکی بیاید بگوید از بیست تا کاری که به من گفته اید من نوزده تای آن را دقیق و درست انجام می دهم اما این یکی را نمی توانم شما از این یکی بگذر، ما می گوییم خب می شوی نوزده، نوزده هم برادر بیسته. قبول عالی تموم شد برو اما می دانی خدا چه می گوید؟

خدا می گوید اونو نمی خوام این مهم نیست اون یکی برام ارزش نداره و ... می گوید من فقط همین یکی که می گویی برایم مهم است !

گفت: خب چرا خدا چنین می کند؟

گفتم: حکمت خدا اقتضا می کند انسان ها برای زندگی در این دنیا شرایط متفاوتی داشته باشند قبول دارید انسان ها از نظر شرایط خانوادگی، روحیات و استعدادها، محیط و ... با هم فرق دارند؟

انسان به این دنیا آمد تا در فرصت این دنیا کامل شود مثل کلکسیونی از خوبی ها، اشرف مخلوقات شود راه رسیدن به آن جایگاه دوری از رذایل و کسب فضایل است که توسط دین به ما معرفی شده

حالا انسان ها با توجه به محیطی که در آن به دنیا می ایند تربیتی که در خانواده می شوند خصوصیاتی که اصطلاحا ارثی هستند، مدرسه ای که می روند، معلمان و اساتیدی که خواهند داشت، دوستانی که در آینده با آنها نشست و برخواست می کنند و ... یک سری صفات خوب و بد را ممکن است بدون زحمت داشته باشند

مثلا یک نفر در یک خانواده ای هست که اینها تمام صفات خوب را دارند اما دروغ می گویند، یکی دیگر در یک خانواده ای رشد کرده که همه ی خوبی ها را دارند اما دزدی می کنند، یکی دیگر همه ی خوبی ها اما غیبت می کنند، یکی دیگر در خانواده و شرایطی ست که زود عصبانی می شوند، یکی دیگر همه ی خوبی ها را دارد اما متکبر است، یکی همه ی خوبی ها را دارد اما حجاب ندارد، یکی همه ی خوبی ها را دارد اما چشم چران است، یکی دیگر همه ی خوبی ها را دارد اما کینه ای ست، یکی دیگر همه ی خوبی ها را دارد اما ترسو ست، یکی دیگر همه ی خوبی ها را دارد اما اسراف کار است ، یکی همه ی خوبی ها را دارد اما فحش می دهد و ...(واضح است که مثالها برای تقریب به ذهن است وگرنه معمولا مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها وجود دارد )

یعنی یک نفر با توجه به همه ی آنچه شاید دست خودش نبوده و برایش زحمتی نکشیده یک سری خوبی ها را حاضر و آماده دارد می ماند اصلاح چند مورد که نفس او بر آن صفت بخیل و حریص شده (شح نفس) و دست برداشتن از آن چند مورد برای او بسیار سخت است یا لااقل به راحتی دیگر ویژگی ها که حاضر و آماده در او بودند نیست

خب به نظر شما بندگی انسان در کدام ویژگی ها و صفات او مشخص می شود؟ آنچه که به دلیل شرایط حاضر و آماده در او بوده یا آن چند ویژگی که در او حاضر و آماده نبوده بلکه نفس او بر آن بدی خو گرفته و راحت از آن دست برنمی دارد و کنار گذاشتنش مجاهده با نفس می طلبد ضمن اینکه احتمالا محیط پیرامون هم با آن صفات خو گرفته باشند و انسان را به باقی ماندن در آن صفت ناپسند ترغیب و به خاطر ترک آن ملامت می کند؟

در حقیقت برای ترک این صفت زشت، هیچ انگیزه ای جز خدا ندارید نه نفس آن را می پسندد نه خانواده نه محیط پیرامون و نه گاهی فضای حاکم بر شهر و کشور و دنیا و فقط یک چیز هست و ان اینکه می دانی این دستور خداست، برای خداست، و فقط خدا می پسندد

برای ترک چنین صفتی ست که می توانید بگویید: خدایا همه مرا ملامت می کنند برای انجام آنچه رضایت توست، خانواده ام، دوستانم، فامیل، غریبه ها، حتی خودم هم خوشم نمی آید بلکه برایم بسیار سخت است نفسم با آن خو گرفته و بسیار بر آن بخیل و حریص است و از آن دست برنمی دارد من فقط و فقط به خاطر توست که آن را ترک می کنم زیرا فقط تو خدای منی و از بین آنچه برایم عزیز است تو عزیز ترینی

اینجاست که بندگی انسان ثابت می شود

اینجاست آن عمل ابراهیمی که انسان را خلیل می کند

این است معنی عملی و والای لا اله الا الله

و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون

***

بعضی از افرادی که خیلی محجبه اند، چادری اند فکر میکنند مهم همینه! از آن طرف بعضی از افرادی که محجبه نیستند فخر می فروشند که ما در عوض فلان ویژگی خوب رو داریم و مهم همین ویژگیه که ما داریم! در حالیکه ممکنه هر دو اشتباه کنند هیچ کدام از این خوبی ها خیلی هم شح نفس نبوده براشون در نتیجه ...

کاش به جای دلخوش کردن و حتی تکبر ورزیدن به خوبی های که به لطف خدا به راحتی نصیبمون شده و منت گذاشتن بر دیگران، شح نفس هامون که نفس به شدت بر ترک آن بخیل است رو شناسایی کنیم و آنها رو ترک کنیم اون وقت اون ویژگی هاست که میشه تاج بندگی ما

 

نکته نوشت: دقت کردید معمولا کسانی که شح نفس هاشونو کنار می زارند، نسبت به آن متکبر نمی شوند بلکه به شدت شاکرند و این زیبایی رو برای همه ی انسان ها آرزومندند، معمولا تکبر برای همون خوبی هایی سراغمون می آد که براش زحمت خاصی نکشیدیم.

***

از وقتی این نکته ی قرآنی رو یاد گرفتم یک سری چیزها برام حل شده، مثل بقیه ی نکات قرآنی

به شدت دلتنگم بر آن مفسر حقیقی ، بر قرآن ناطق عصرمون عجل الله تعالی فرجه الشریف و یقین دارم که با قرآن تمام انسانها در تمام دنیا به سعادت خواهند رسید

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه به حق الحسین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

با احترام ،قبول ندارم.

 

"خدا می گوید اونو نمی خوام این مهم نیست اون یکی برام ارزش نداره و ... می گوید من فقط همین یکی که می گویی برایم مهم است !"

آخه همچین چیزی از خدا بعیده. خدا فقط از آدم انسانیت میخواد. مگه غیر از اینه که دین فقط راه رسیدنه به کماله، خدا اینو میخواد نه که هر کار درستی که انجام ندادی یا هر کار اشتباهی که کردی رو مد نظر بگیره.اشتباهات آدم کوچیک و بزرگ داره ، اینکه این خطامون چقد زندگی خودمون و خصوصا دیگرانو تحت تاثیر قرار داده مهمه

 

 

 

 

"حالا انسان ها با توجه به محیطی که در آن به دنیا می ایند تربیتی که در خانواده می شوند خصوصیاتی که اصطلاحا ارثی هستند، مدرسه ای که می روند، معلمان و اساتیدی که خواهند داشت، دوستانی که در آینده با آنها نشست و برخواست می کنند و ... یک سری صفات خوب و بد را ممکن است بدون زحمت داشته باشند"

آخه زندگی تمامش همینه، هیچ چیز خوب یا بدی رو آدم همینجوری به دست نمیاره که، موقع تولد شکل نمیگیرن. هر کسی تو هر خانوده ای شرایط خوب بودن یا بد بودنو داره.( بذاریم کنار که تو بعضی خانواده هام بچه ها ناچارن به بد بودن تا بتونن نون در بیارن، که اقتضای دوره و زمونه ماست و ... بگذریم). زندگی چیه غیر از همینا، مدرسه رفتن ، کار کردن، دوست پیدا کردن، همینا کل جریان زندگیمونو شکل میده، همینا عقایدمون و رفتارمونو به یه جهتی حالا خوب یا بد میبره.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

با احترام ،قبول ندارم.

 

 

"خدا می گوید اونو نمی خوام این مهم نیست اون یکی برام ارزش نداره و ... می گوید من فقط همین یکی که می گویی برایم مهم است !"

آخه همچین چیزی از خدا بعیده. خدا فقط از آدم انسانیت میخواد. مگه غیر از اینه که دین فقط راه رسیدنه به کماله، خدا اینو میخواد نه که هر کار درستی که انجام ندادی یا هر کار اشتباهی که کردی رو مد نظر بگیره.اشتباهات آدم کوچیک و بزرگ داره ، اینکه این خطامون چقد زندگی خودمون و خصوصا دیگرانو تحت تاثیر قرار داده مهمه

 

 

 

 

 

"حالا انسان ها با توجه به محیطی که در آن به دنیا می ایند تربیتی که در خانواده می شوند خصوصیاتی که اصطلاحا ارثی هستند، مدرسه ای که می روند، معلمان و اساتیدی که خواهند داشت، دوستانی که در آینده با آنها نشست و برخواست می کنند و ... یک سری صفات خوب و بد را ممکن است بدون زحمت داشته باشند"

آخه زندگی تمامش همینه، هیچ چیز خوب یا بدی رو آدم همینجوری به دست نمیاره که، موقع تولد شکل نمیگیرن. هر کسی تو هر خانوده ای شرایط خوب بودن یا بد بودنو داره.( بذاریم کنار که تو بعضی خانواده هام بچه ها ناچارن به بد بودن تا بتونن نون در بیارن، که اقتضای دوره و زمونه ماست و ... بگذریم). زندگی چیه غیر از همینا، مدرسه رفتن ، کار کردن، دوست پیدا کردن، همینا کل جریان زندگیمونو شکل میده، همینا عقایدمون و رفتارمونو به یه جهتی حالا خوب یا بد میبره.

 

دوست عزیزم منم حرف شما رو قبول دارم که گفتید خدا هیچ وقت نمی گه این برام مهم نیست ، اون برام ارزش نداره و ... و اینکه آدم ها مجموعه ای از صفات خوب و بدن و هدف رسیدن به کماله. ولی برداشت کلی خود من از این مطلب این بود که واقعا بعضی از آدما از همون کودکی یه صفات خوبی مثل مهربانی ، بخشندگی و ... را دارند یا داشتن بعضی صفات خوب براشون خیلی راحت تر از یک سری صفات دیگست و من فکر میکنم اینجا منظور این بوده که ترک اون گناهانی که برامون سخته اون برای خدا ارزشمند تره و اون زحمتی که ما برای ترک این گناهان می کشیم خودش باعث میشه روحمون سیقل پیدا کنه و راحتتر وسریع تر به کمالمون برسیم. و برای همینه که توبه انقدر پیش خدا ارزش داره و حاضره که تمام گناهان فرد توبه کار رو به حسنه تبدیل کنه چون یه از خود گذشتگی خیلی بزرگ می خواد.

و در جواب قسمت دوم باید بگم که بله تمام زندگی همینه که ما در یه محیطی زندگی میکنیم و این محیط روی ما تاثیراتی حالا خوب یا بد را خواهد داشت ولی هنر این است که از اون جاییکه خدا مارو انسان و صاحب اختیار و شعور آفریده اگر شرایط محیطی هم ما را به یه سمتی می برد ما باید بتونیم مسیر درست را تشخیص بدیم و به اون سمت حرکت کنیم. اگر در محیط زندگی مثلا خانواده همه ی افراد سخاوتمند هستند این طرز زندگی برای ما از همون کودکی ممکنه عادت بشه و سخاوتمند بودن برامون خیلی راحتتر از ترک مثلا غیبت می شه . و اینجا برای این فرد غیبت نکردن خیلی ارزشش بیشتر از بخشنده بودنه.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

در حال بارگذاری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.