seyed

مصیبتِ پُزی به نام "عضو هیأت علمی" و "دکتر" شدن

پست های پیشنهاد شده

واقعا بسیار جای تاسف داره که مصیبتِ پُزِی به نام " عضو هیأت علمی" در کشور دامنگیر و فراگیر شده

و هرکس که به مقامی رسیده کوشیده یا می کوشد " دکتر" و " عضو هیأت علمی" شود......

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

آخر چه سود دارد که مقامات ما بظاهر دانشگاهی شوند اما با استانداردهای علمی روز بیگانه باشند و کتاب و مقاله هایشان را دیگران ترجمه و تدوین کنند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

جانا سخن از زبان ما می گویی

در این اواخر بعضی ازاین آقایان از این هم فروگذار نکرده اند و برای ارتقای علمی در دانشگاه حد نصاب فرهنگی گذاشته اند بطوریکه شما اگر چندین مقاله علمی معتبر هم داشته باشی و سال ها در دانشگاه تدریس کرده باشی اگر نمره فرهنگی مانند عضویت در برخی محافل و یا حضور در برخی محافل نداشته باشی مسئول مربوطه در دانشگاه به شما نمره فرهنگی لازم را نمی دهد و این مسئول فرهنگی کیست فردی که شاید لیسانسش را هم به زور گرفته باشد و برای استادی که سال ها خون دل خورده تصمیمی می گیرد اونوقت شما می بینی که بعضی ها به راحتی دانشیار و استاد می شوند و بعضی ها دیگر نه.راستی به نظر شما آیا دانشگاهی در کشور ما مانده است؟ واقعا از دکتر روحانی با توجه به خود فارغ التحصیل دانشگاه معتبری است انتظار می رود در این زمینه تدبیری بیاندیشند.مدت هاست که عضو هیات علمی دیگر از مقاممات بالاتر به دانشگا هها تحمیل می شوند و و بسیاری مطالب ریز و جزئی دیگر که در دانشگاهها باب شده و مثنوی هفتاد من کاغذ است....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

  1. راستی بقول آقای بذرپاش (همانجا بند15) یک لیستی از بورسیه های دولت اصلاحات ( و به نظر بنده، اصلا همه بورسیه های بعد از انقلاب) که با پول بیت المال به خارج رفتند و برنگشتند تهیه شود ..... این هم مصیبت دیگری است : بورسیه شدن و درس خواندن با پول بیت المال از طریق رانت و پارتی و برنگشتن برای خدمت به مبهن و ملت........ بنظرم هر مسئولی که فرزندش را با بورسیه دولتی اعزام کرده یا از آن بعد از شروع تحصیل استفاده کرده و برنگشته، باید عزل و محاکمه شود و مبلغ بورسیه را به قیمت روز برگرداند و مادام العمر از خدمات اجتماعی و مناصب محروم گردد ....میهن دوستی و خدمت به ملت باید درس اول همه باشد و فرزندان مسئولان به این امر سزاوارترند.
     
  2. راستی کجایند بزرگان اندیشه در گذشته؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

بسیار زیبا می بود که منبع نیز ذکر شود

 

سپاس

سایت خبری خبر آنلاین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

سلام راستش با نظر و عقیده شما کاملا موافقم و می خوام یاد آوری کنم که این مشکل نه تنها در عرصه علم بلکه در بسیاری از زمینه های دیگه هم دیده میشه. و گاهی اشکال از سیستم پرورشی و ساختار اجتماعی کشور نشئت می گیره و گاهی متاسفانه مشکل از همین اساتید علمی کشور هست. شما از گذشته گفتید کاملا موافقم در گذشته انسان ها برای علم پروری تلاش می کردند و همه برابر با تلاششون نتیجه می گرفتن و دیگران به این نتیجه احترام وافر می ذاشتن اما متاسفانه امروز همه چیز متفاوت و درهم برهم شده. قدیم تاجر، تاجر بود. معمار، معمار بود. پزشک، پزشک بود و استاد، استاد بود در گذشته یک تاجر پولدار برای بدست آوردن مقام دکتری تلاش نمی کرد و سعی نمی کرد از پولش برای بدست آوردن مقام و جایگاهی که لایقش نیست استفاده کنه اما برعکس یه متخصص و استاد و دکتر هم تلاش نمی کرد صرفا به واسطه علمش ثروت تاجر رو بدست بیاره چون این براش مهم نبود وقتی سیاست مدارها با مدرک علمیشون سنجیده می شن و نه با عملکرد و تدبیرشون و وقتی خیلی از اساتید علمی توی دنیای واقعی و اجرایی حرفی برای گفتن ندارن اینجاست که جلو اون تاجر جوابی برای گفتن ندارن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.