مارال

مجموعه جملات و اصطلاحات انگلیسی در مورد موضوعات مختلف

پست های پیشنهاد شده

50155327901800388935.png

 

 

 

 

ﺟﻤﻼﺕ ﺭﺍﯾﺞ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺻﺪﺍﻫﺎ،

ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ

 

 

-1 ﻟﻄﻔﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ .

Please keep your voice down.

 

-2 ﺁﺭﺍﻡ ﺗﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻦ، ﻟﻄﻔﺎً .

Lower your voice, please.

 

-3 ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﻨﯽ .

There is no need to raise your voice.

 

-4 ﻟﻄﻔﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻦ .

Please speak in a loud voice.

 

-5 ﻟﻄﻔﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻮ.

Please say it out loud.

 

-6 ﭼﺮﺍ ﺻﺪﺍﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟

Why is your voice hoarse/husky?

 

-7 ﮔﻠﻮ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﺩﺭ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ.

I have got a sore throat and I have lost

my voice.

 

-8 ﺻﺪﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﯼ .

You have got a beautiful voice.

 

-9 ﺁﺭﺍﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ

ﺷﻨﻮﻡ .

He has a quit voice and I cannot hear

him.

 

-10 ﭼﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟

Why do you always speak in an angry

tone of voice?

 

-11 ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻦ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﮑﻦ .

Don’t take tone with me?

 

-12 ﺩﺍﺭﯼ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ؟

Are you yelling at me?

 

-13 ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺁﻗﺎﯾﺎﻥ ﺑﻢ ﺍﺳﺖ .

A girl’s voice is high and a man’s voice

is low.

 

-14 ﻫﻨﻮﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺴﺮﻡ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ )ﺩﻭﺭﮔﻪ ( ﻧﺸﺪﻩ

ﺍﺳﺖ .

My son’s voice hasn’t broken yet.

 

-15 ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻮﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﺩ .

When I am embarrassed, my voice

shakes/ trembles.

 

-16 ﻣِﻦ ﻣِﻦ ﻧﮑﻦ، ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﭼﯽ ﻣﯽ ﮔﯽ .

Don’t mumble; I cannot understand

what you say.

 

-17 ﭼﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ؟

What are you muttering to yourself

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

01691778357816580960.png

 

 

 

 

 

جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد عینک ها، چشم پزشکی، مشکلات چشمی و خرید عینک

 

 

 

1- چرا عینک می زنید؟

Why do you wear glasses?

 

 

2- معمولاً در خانه عینک نمی زنم.

I don’t usually have my glasses on at home.

 

 

3- بینایی ام ضعیف است . بینایی ام مشکل دارد.

I have poor eyesight. / I have a problem with my eyesight.

 

 

4- بینایی ام طی چند سال گذشته خیلی بدتر شده است.

My eyesight’s got a lot worse over the last few years.

 

 

5- به خاطر ضعیف بودن چشمهایم نمی توانم خوب مطالعه کنم.

I cannot study well because of my weak eyesight.

 

 

6- باید چشمهای تیزی داشته باشی. از اینجا من حتی نمی توانم آن را تشخیص دهم.

You must have good eyesight. I can’t even make it out from here.

 

 

7- چشم های تیز بینی دارید.

You have eagle eyes.

 

 

8- نزدیک بین هستید؟

Are you nearsighted /shortsighted?

 

 

9- نه دوربین هستم.

No, I am farsighted / longsighted.

 

 

10- من کور رنگی دارم.

I am colorblind.

 

 

11- چشم چپم خیلی/ کمی درد دارد.

I have a sharp pain/ dull pain in my left eye.

 

 

12- امروز باید بروم عینک فروشی.

I have to go to the optician’s today.

 

 

13- معمولاً به کدام چشم پزشگ مراجعه می کنید؟

Which oculist/ ophthalmologist do you usually go to?

 

 

14- می خواهم عینک جدیدی بخرم.

I’d like to buy a new pair of glasses/spectacles/specs.

 

 

15- آیا این عینک به من می آید.

Do these glasses suit me?

 

 

16- این عینک به صورت های گرد می آید.

These glasses suit people with round faces.

 

 

17- عینک مطالعه ام کجاست؟

Where are my reading glasses?

 

 

18- از بالای عینک مطالعه اش با دقت نگاهی به من انداخت.

He peered up at me over the frame of his reading glasses.

 

 

19- قاب عینکم را می پسندی؟

How do you like my glasses frames?

 

 

20- پدرم بدون عینک هیچ چیز نمی بیند.

My father can’t see anything without his glasses/ specs.

 

 

21- هیچوقت عینک آفتابی می زنید؟

Do you ever wear sunglasses/ dark glasses?

 

 

22- عینک دودی از چشم هایمان در مقابل نور خورشید محافظت می کند.

Dark glasses screen our eyes from the sun.

 

 

23- عینک ایمنی چطور؟

How about goggles?

 

 

24- جعبه عینکم کجاست؟

Where is my glasses case?

 

 

25- عینک را بزن./ عینکت را بردار.

Put on your glasses. / Take off your glasses.

 

 

26- وقتی عینکم را بر می دارم همه چیز را تار می بیینم.

Everything is a blur when I take my glasses off.

 

 

27- عینکت کثیف است.

Your glasses are smeared/ dirty.

 

 

28- یک دستمال کاغذی/ دستمال به من بده عینکم را تمیز کنم.

Give me a tissue/handkerchief to polish/clean my glasses.

 

 

29- او معمولاً عینکش را بر می دارد و چشمایش را می مالد.

She usually removes her glasses and rubs her eyes.

 

 

30- این نزدیکی ها عینک سازی هست؟

Is there an optician’s nearby?

 

 

31- بله، یکی در خیابان رُز هست.

Yes, there is one on Rose Street.

 

 

32- عینکم را شکسته ام. مس توانید تعمیرش کنی؟

I have broken my glasses. Can you fix them?

 

 

33- دسته های عینکم شکسته است.

The arms of my glasses are broken.

 

 

34- قاب عینک شکسته است.

The frames are broken.

 

 

35- ممکنه لطفاً شیشه هایش را عوض کنید؟

Can you change the lenses, please?

 

 

36- شیشه های رنگی می خواهم.

I want tinted lenses.

 

 

37- با این شیشه ها چشمهایتان زرد کهربایی/ تیره/ قهوه ای روشن/ سبز/ آبی به نظر می رسد.

With these lenses you will have amber/dark/hazel/green/blue eyes.

 

 

38- می خواهم عینک آفتابی بخرم.

I would like to buy a pair of sunglasses.

 

 

39- یکی از لنزهایم را گم کرده ام.

I have lost one of my contact lenses.

 

 

40- کی آماده می شود؟

When will they be ready?

 

 

41- چقدر باید پرداخت کنم؟

How much should I pay?

 

 

42- باید پیش پرداخت بدهم؟

Should I pay anything in advance

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

81797212626457331377.png

 

ج ملات رایج زبان انگلیسی، در ازدواج و تشکیل خانواده :

ازدواج

1- شنبه عروسی دعوتم.

I have been invited to a wedding on Saturday.

 

 

2- چه زوج خوشگلی!

What a beautiful couple!

 

 

3- چه لباس عروس قشنگی !

What a beautiful wedding dress!

 

 

4- جشن عروسی در هتل برگزار خواهد شد.

The wedding reception is to be held in a hotel.

 

 

5- ما می خواهیم عروسی مان در کلیسا برگزار بشود.

We want to have a church wedding.

 

 

6- عروس و داماد رفتند دفتر ثبت.

The bride and the groom went to the registry office.

 

 

7- فقط اقوام درجه یک در عروسی شرکت داشتند.

The wedding was attended by close family only.

 

 

8- مراسم عروسی خوب پیش رفت.

The marriage ceremony went on well.

 

 

9- کاش کیک سه طبقه شون را دیده بودی!

I wish you would have seen their three-tiered wedding cake.

 

 

10- من برای حفظ ظاهر در عروسی شرکت کردم، ولی برای پذیرایی و شام نماندم.

I put in an appearance at the wedding, but didn’t stay for the reception.

 

 

11- او حلقه را دست عروس کرد.

He put the wedding ring on the bride’s finger.

 

 

12- انشاء الله سالم و خوشبخت باشند!

May they find health and happiness!

 

 

13- ماه عسل تصمیم دارید کجا بروید؟

Where are you going to go for your honey moon?

 

 

14- الان ماه عسل هستیم.

We are on honey moon now.

 

 

15- همسرت کجاست؟

Where is your spouse?

 

 

16- خواهرت ازدواج کرده؟

Is your sister married?

 

 

17- آره، زن یک معلم شده است.

Yeah, she is married to a teacher.

 

 

18- آنها مشکلات زناشویی دارند.

They are having marital problems.

 

 

19- من با روابط پیش از ازدواج مخالفم.

I do not approve of pre-marital relations.

 

 

20- با قوم و خویش های شوهرش نمی سازد.

She doesn’t get on very well with her in-laws.

 

 

21- بارها به آنها گفته که در زندگی خصوصی او دخالت نکنند.

She has told them many times to stay out of her personal life.

 

 

22- به او پیشنهاد ازدواج دادم و او هم پذیرفت.

I proposed to her and she accepted.

 

 

23- مریم و رضا دارند نامزد می شوند.

Maryam and Reza are getting engaged.

 

 

24- آنها با هم خوشبخت نیستند، بنابراین تصمیم گرفته اند از هم جدا بشوند.

They aren’t happy together, so they have decided to separate.

 

 

25- او به خاطر یک مرد دیگر شوهرش را ترک کرد.

She left her husband for another man.

 

 

26- او هیچ وقت به من خیانت نکرده است.

She has never been unfaithful to me.

 

 

27- من طلاق می خواهم.

I want a divorce.

 

 

28- دیشب همسر سابقم را در مهمانی دیدم.

I saw my ex-wife at the party last night.

 

خانواده

 

29- چند تا خواهر و برادر داری؟

How many brothers and sisters do you have?

 

 

30- خواهر و برادر بزرگتر از خودت هم داری؟

Do you have any elder brother and sister?

 

 

31- نه، تک فرزندم.

No, I am an only child.

 

 

32- در ناز و نعمت بزرگ شدم.

I was brought up in the lap of luxury.

 

 

33- من از یک خانواده اصیل هستم.

I am connected with a noble family.

 

 

34- او با تو نسبتی دارد؟

Is he related to you?

 

 

35- بله، او از اقوام درو من است؟

Yes, she is a distant relative of mine.

 

 

36- او دوست خانوادگی ماست.

He’s a friend of the family.

 

 

37- خانواده ام هر کدام یک جایی هستند.

My family is scattered across the country.

 

 

38- آیا خانواده ات پر جمعیت/ کم جمعیت است؟

Do you have a large/small family?

 

 

39- یک نفر دیگر به زودی به جمع خانواده مان اضافه می شود.

We are going to have an addition to the family soon.

 

 

40- پدر بزرگم زنده است، اما مادر بزرگم فوت کرده است.

My grandpa is alive, but my grandma is dead.

 

 

41- این عکس برادر بزرگم است.

This is the picture of my eldest brother.

 

 

42- اقوام ما آخر هفته می آیند.

We have got the relations coming over the weekend.

 

 

43- خانواده همسرم آخر همین هفته سرمان خراب می شوند.

My wife’s family is descending on us this weekend.

 

 

44- در خانواده اش همه مردها کچل هستند. فکر می کنم ارثی باشد.

All the man in his family are bald; I suppose it’s hereditary.

 

 

45- همه بچه هایش اهل هنر هستند. انگار هنر تو خون آنهاست.

All her children are very artistic; it must run in the family.

 

 

46- بچه هایت را خوب بار آورده ای.

You have given your children a good upbringing.

 

 

47- بچه بزرگ کردن کار ساده ای نیست.

Bringing up children is never easy.

 

 

48- نان آور خانه شما کیست؟

Who is the breadwinner in your family?

 

 

49- پدرم دنبال یک کار می گرده که خانواده را تامین کند.

My father is looking for a job to support his family?

 

 

50- او به سختی خرج خورد و خوراک و پوشاک خانواده اش را در می آورد.

He can barely feed and clothe his family.

 

 

51- او باید یک خانواده بزرگ را نان بدهد.

She has a large family to food.

 

 

52- خانواده ام از من حمایت می کند.

My family is right behind me.

 

 

3- او خواهر دوقلوی توست؟

Is she your twin sister?

 

 

54- برادرم گاو پیشانی سفید خانواده است.

My brother is the black sheep of the family.

 

 

55- او باعث ننگ و آبروریزی خانواده ما بوده است.

He has brought shame and disgrace to our family.

 

 

56- او باعث شرمندگی خانواده اش است.

He’s an embarrassment to his family.

 

 

57- شرافت خانوادگی در خطر است.

He’s family honor is at stake.

 

 

58- می خواهم شجره نامه خانوادگی ام را بهت نشان بدم. دوست داری ببینی؟

I want to show you my family tree now. Are you interested to see it?

 

 

 

لغات بیشتر

 

 

 

 

 

نفقه: alimony

 

ساقدوش مرد: best man

عروس: bride

 

حجله: bride chamber

داماد: bridegroom

 

ساقدوش(زن): bridesmaid

برادر شوهر/برادر زن:brother- in- law

 

عروس: daughter-in-law

جهیزیه:dowry

پدر شوهر/ پدر زن:father-in-law

 

نامزد مرد:fiancé

 

فرزند خوانده:foster child

خواهر/ برادر ناتنی:half-sister/half-brother

 

ازدواج مصلحتی:marriage of convenience

مادر شوهر/ مادر زن:mother –in-law

 

پسر برادر یا خواهر:nephew

دختر برادر یا خواهر:niece

چند همسری: polygamy

چهار قلو:quads

 

داماد:son-in-law

 

سه قلو:triples

 

سالگرد ازدواج:wedding anniversary

 

بیوه زن:widow

 

بیوه مرد:widower

خواهر شوهر/ خواهر زن/ زن برادر: sister-in-law

خواهر ناتنی/ برادر ناتنی:stepsister/stepbrother

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

16860055429448922645.png

 

 

جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد انواع بیماری ها، ناراحتی ها و درد های جسمی

 

 

کلیات: Generalities

 

 

 

 

 

 

1- حالت چطور است؟

How do you feel?/ How are you feeling?

 

 

2- حالم خوب است./ حالم بد نیست.

I feel/ am feeling all right.

 

 

3- امروز حالم چندان خوب نیست.

I don’t feel very well today.

 

 

4- الان/ امروز حالت هیچ بهتر شده است؟

Do you feel any better now/today?

 

 

5- راستش نه. حسابی مریضم.

Not really. I’m pretty sick.

 

 

6- حالت خوبست؟/خوبی؟

Are you all right/ok?

 

 

7- (کمرت) امروز چطور است؟

How’s your (back) today?

 

 

8- هنوز هم درد می کند.

It still hurts.

 

 

9- خیلی درد می کند.

It’s very painful.

 

 

10- چه ناراحتی داری؟

What’s the matter(with you)?/ what’s wrong (with you)?

 

 

11- حالم خیلی بد است.

I feel awful. / I feel like hell.

 

 

12- چندان خوب به نظر نمی رسی. چه شده؟

You don’t look very well. What’s the matter?

 

 

13- رنگت پریده. چه شده ؟

You look pale. What’s the matter?

 

 

14- حالم بهم می خورد./حالت تهوع دارم.

I feel sick.

 

 

15- حالت تهوع دارم.

I feel queasy.

 

 

16- دارم بالا میارم.

I feel like throwing up.

 

 

انواع دردها و نارحتی ها

 

 

 

1- سر درد دارم./ سرم درد می کند.

 

I have a headache.

 

2- سر درد بسیار بدی دارم.

I have a terrible headache.

 

 

3- این سر درد دارد مرا می کشد.

This headache is killing me.

 

 

4- یک آسپرین بخور و نیم ساعت دراز بکش.

Take an aspirin and lie down for half an hour.

 

 

5- دندان درد دارم.

I have (a) toothache.

 

 

6- کمر درد دارم. نمی توانم خم شوم.

I have (a) backache. I can’t bend over.

 

 

7- دل درد دارم.

I have(a) stomachache.

 

 

8- سرما خورده ام.

I have a cold.

 

 

9- گلو درد دارم.

I have a sore throat.

 

 

10- تب دارم.

I have a fever/temperature.

 

 

11- تب خفیفی دارم/کمی تب دارم.

I have a slight fever/temperature.

 

 

12- عطسه می کنم.

I am sneezing.

 

 

13- سرفه می کنم.

I am coughing.

 

 

14- آبریزش بینی دارم.

I have a runny nose.

 

 

15- ضعف دارم. بدنم سست است.

I feel sluggish.

 

 

16- سرگیجه دارم./ سرم گیج میرود.

I am/ feel dizzy.

 

 

17- اخیراً مدتی است که سرگیجه دارم.

I’ve been having a dizzy spell lately.

 

 

18- سرگیجه دارم ./ سرم گیج میرود.

I am a dizzy feeling.

 

 

19- سرگیجه دارم./ سرم گیج میرود.

I’m having dizzy turns.

 

 

20- چشم هایم سیاهی رفت.

I blacked out for a moment.

 

 

21- آنفلونزا دارم.

I have the flu(=influenza).

 

 

22- بینی ام گرفته ایت.

My nose is stuffed-up/congested.

 

 

23- صدایم در نمی آید./ صدایم گرفته است.

I’ve lost my voice./my voice is cracking/ is hoarse/ is husky./I’m hoarse.

 

 

24- شب ها خر و پف می کنم.

I snore at night.

 

 

25- پایم/ بازویم/ شانه ام/زانویم/ مچم/ قوزک پایم/ گردنم/ ... درد می کند.

My leg/arm/shoulder/knee/wrist/ ankle/neck… hurts.

 

 

26- تمام تنم درد می کند.

My whole body hurts.

 

 

27- پشتم/ پایم/ بازویم/ سینه ام... درد می کند.

I have a pain in my back/leg/ arm/chest….

 

 

28- درد خفیفی در سینه ام دارم.

I have a dull ache in my chest.

 

 

29- درد شدیدی در سینه ام دارم.

I have a sharp pain in my chest.

 

 

30- قلبم تند میزند./طپش قلب دارم.

My heart is throbbing/fluttering.

 

 

31-فشار خونم بالا/ پایین است.

My blood pressure is high/low.

 

 

32- وقتی از پله ها بالا می روم به نفس نفس می افتم.

I run out of breath when I climb stairs.

 

 

33- به سختی نفس می کشم.

I have trouble breathing.

 

 

34- خیلی عرق می کنم.

I sweat/am sweating a lot.

 

 

35- تمام تنم عرق کرده است.

I ‘m sweating all over.

 

 

36- او سکته(قلبی) کرد./انفارکتوس کرد.

He had a heart attack/ an infraction.

 

 

37- به حالت کُما فرو رفت./ دچار کُما شد.

He went into a coma.

 

 

38- غش کرد./ بیهوش شد.

He fainted/ passed out.

 

 

39- ساعت 8 بهوش آمد.

He came to/ round at 8.

 

 

40- ماه آینده عمل (جراحی) خواهد شد.

He will have an operation next month.

 

 

41- او را فردا عمل می کنند.

He will have an operation next month.

 

 

42- دکتر چند تا آزمایش نوشت.

The doctor ordered some tests.

 

 

43- از ریه هایم/سینه ام عکس گرفتند.

They took an X-ray of my lungs./ they took a chest X-ray

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

جملات زبان انگلیسی در مورد تحصیلات: Education

Private University=دانشگاه آزاد

Nonprofit University=دانشگاه غیر انتفاعی

 

 

With thanks to Maral for her nice post, I can add a few more terms that are customary in some countries

 

National University: دانشگاه دولتی

Private University: دانشگاه غیر دولتی/خصوصی

Open University: دانشگاه آزاد (آزاد به معنی حقیقی کلمه، نه در مقابل دانشگاه دولتی)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

phd.jpg  

 

 

 

دقت کنید که این‌ها مقاطع کلی هستند و نه گرایش‌ها. باید ببینید که رشته تحصیلی شما زیرمجموعه کدام یک قرار می‌گیرد. اگر به طور مثال کارشناسی دارید و نمی‌دانید زیرمجموعه کدام قرار می‌گیرید، می‌توانید همان Bachelor's degree را در نظر بگیرید و سپس رشته خود را به انگلیسی بگویید که معمولاً گفتن رشته به انگلیسی کار سختی نیست.

 

 

Associate degree مقطع کاردانی یا

 

فوق دیپلم
Associate of Arts (A.A.) کاردانی هنر
Associate of Arts and Science (A.A.S.) کاردانی هنر و علوم
Associate of Science (A.S.) کاردانی علوم


Bachelor's degree مقطع کارشناسی یا لیسانس
Bachelor of Engineering (B.Eng.)  کارشناسی مهندسی
Bachelor of Technology (B.Tech.) کارناسی تکنولوژی
Bachelor of Pharmacy (B.Pharm.) کارشناسی داروسازی
Bachelor of Architecture (B.Arch.) کارشناسی معماری
Bachelor of Applied Science (B.A.Sc.) کارشناسی علوم تجربی یا علوم کاربردی
Bachelor of Business Administration (B.B.A.) کارشناسی مدیریت شغلی
Bachelor of Fine Arts (B.F.A.) کارشناسی هنرهای زیبا
Bachelor of Education (B.Ed.) کارشناسی تحصیلات
Bachelor of Commerce (B.Com.) کارشناسی تجارت
Bachelor of Laws (LL.B.) کارشناسی حقوق
Licentiate degree لیسانس


Master's Degree مقطع کارشناسی ارشد یا فوق لیسانس
Master of Social Work (M.S.W.)  کارشناسی ارشد کار اجتماعی
Master of Technology (M.Tech.) کارشناسی ارشد تکنولوژی
Master of Philosophy (M.Phil)  کارشناسی ارشد فلسفه
Master of Public Administration (M.P.A) کارشناسی ارشد مدیریت عمومی
Master of Public Health (M.P.H) کارشناسی ارشد بهداشت عمومی
Master of Architecture (M.Arch.) کارشناسی ارشد معماری
Master of Arts (M.A.) کارشناسی ارشد هنر
Master of Business Administration (M.B.A.) کارشناسی ارشد مدیریت تجاری
Master of Computer Applications (M.C.A.) کارشناسی ارشد کاربردهای کامپیوتر
Master of Divinity (M.Div.) کارشناسی ارشد الهیات
Master of Laws (LL.M.) کارشناسی ارشد حقوق
Master of Library & Information Science (M.L.I.S.) کارشناسی ارشد علوم اطلاعات و کتابداری
Master of Fine Arts (M.F.A.) کارشناسی ارشد هنرهای زیبا
Master of Education (M.Ed.) کارشناسی ارشد تحصیلات
Master of Engineering (M.Eng.) کارشناسی ارشد مهندسی


Doctorate دکترا
Doctor of Education (Ed.D.) دکترای تحصیلات
Doctor of Pharmacy (Pharm.D.) دکترای داروسازی

Doctor of Philosophy (Ph.D) دکترای فلسفه - البته فسلفه بیشتر به معنای بالاترین درجه است و بنابراین پی.اچ.دی برای همه نوع دکترا گفته می‌شود
Doctor of Law (J.D.) دکترای حقوق
Doctor of Medicine (M.D.) دکترای پزشکی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

اخه عزیزم فایل دانلود ندارن اینا که بخوام بزارم براتون اگه تاپیکای دیگه ای گذاشتم فایل دانلود داشت حتما میزارم به روی چشم.

 

دانلود نرم افزار آموزش مکالمه ، اصطلاحات و جملات انگلیسی برای اندروید

در این نرم  افزار جملات و اصطلاحات زیادی یاد میگیرید

دریافت از بازار

 

http://cafebazaar.ir/app/com.mahdiyar.sentence/?l=fa

 

YstRI.png

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.