Toktam_N

کاربر حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    918
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

فعالیت های امتیازی

  1. پسندیدن
    Toktam_N از whisper sky یک واکنش گرفت در اپرا   
    واقعا بعضیا چقد خوش شانسن از خطاهاشون اختراع در میاد
     
    حالا از خطاهای ما فقط تو سری خوردن و پس کلگی در میاد b-(
  2. پسندیدن
    Toktam_N از Younes یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
    :- کو آدمی که عمل کنه
  3. پسندیدن
    Toktam_N از whisper sky یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
  4. پسندیدن
    Toktam_N به sarfraz3 امتیاز داد در اپرا   
    والااا ، ما که شانس نداریم ، اگه درست انجام بدیم میگن چقدر ..خونه و بیکار و علافه که حفظ کرده و اگه هم خراب کنیم میگن چقدر ... که یکاره نمیتونه انجام بده ، اگه نصفه نیمه انجام بدیم میگن ..... و بی استعداد و کلهنگه   در کل باید کاری انجام نداد
    عجب نتیجه خوبی داشت ، خودم هم حال کردم با این نتیجه گیریم
  5. پسندیدن
    Toktam_N از Younes یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
  6. پسندیدن
    Toktam_N از Unknown یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
    :- کو آدمی که عمل کنه
  7. پسندیدن
    Toktam_N از Unknown یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
  8. پسندیدن
    Toktam_N از sarfraz3 یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
    :- کو آدمی که عمل کنه
  9. پسندیدن
    Toktam_N از sarfraz3 یک واکنش گرفت در اپرا   
    واقعا بعضیا چقد خوش شانسن از خطاهاشون اختراع در میاد
     
    حالا از خطاهای ما فقط تو سری خوردن و پس کلگی در میاد b-(
  10. پسندیدن
    Toktam_N از sarfraz3 یک واکنش گرفت در اپرا   
    ● اپرا چیست؟
     


    در تاریخ اشتباهاتی رخ داده که سرنوشت ملت ها را تغییر داده است اما خطاهایی هم وجود دارد که باعث کشف و اختراعات بزرگ شده است مانند اختراع پلی اتیلن و اختراع کاغذ خشک کن، کشف پنی سیلین و.... اپرا هم زاده یکی از آن اشتباهات تاریخی است. اپرا (Opera ) جمع کلمه لاتینی اپوس (Opus) به معنای  اثر  است و به این تغییر باید اپرا را به طور تحت اللفظی به  آثار  ترجمه کرد. اما اپرا به صورت کلمه مفرد مونث از آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی گفته می شد که به جای آواز خوانده شود و این اصطلاح تاکنون برای اینگونه نمایش های آوازی از قرن ۱۴ میلادی به شیوه مادریگال و ویلانلا توسط خوانندگان دوره گرد (تروبادور Troubadour) اجرا می شد. اما اپرای واقعی به همت دوتن از اشراف ایتالیا، کنت باردی و دوک مانتوا به وجود آمد.
     

     
    موسیقی,آکاایران,آغاز,قرن,کشف,تاریخ,جمع,تاریخ,معنای ,وجود,تغییر,سرنوشت,کشف,آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی,دوره,خوانده,صورت
    پیشروان اپرا وینچسو گالیله (۱۵۹۱ ۱۵۲۰) (Vincenzo Galilei) پدر گالیله، فیزیکدان بزرگ، جولیو کاچینی (۱۶۱۸ ۱۵۵۰) (Giulio Caccini) و ژاکو پری Jacopo Peri) ۱۶۳۳ ۱۵۱۶) بودند. کاچینی و پری هر دو از خوانندگان معروف عصر خود بودند و آنها به دعوت گالیله در تصنیف اولین آثار اپرایی شرکت کردند. گالیله رساله ای در موسیقی به نام  مکالمه موسیقی قدیم و جدید  نوشته بود. او در آثار نمایشی یونان قدیم سه حماسه یافته بود که به همراهی موسیقی اجرا می شد. از آنجا نتیجه گرفت که تراژدی های یونانی به صورت رسیتاتیف یعنی کلامی که با موسیقی همراه می شود، خوانده می شده. این نظریه مورد توجه گروه نوازندگانی که در دربار کنت باردی جمع شده بودند، قرار گرفت. کنت باردی برای احیای شیوه قدیم یونان که مورد توجه آن زمان بود موسیقیدانان را مامور کرد تا نمایشی همراه موسیقی Dramma per Musica بسازند اما از آنجا که این گروه سه نفری هیچگونه نمونه ای از تئاترهای یونانی در دست نداشتند تصور کردند که نمایش های قدیم تماماً به آواز خوانده می شده است. در حالی که آواز یا ساز یا گفتار دسته جمعی فقط به طور فرعی در تئاتر اجرا می شده و ربطی به مکالمه تئاتری نداشته است. به این جهت گروه مامور به خیال تقلید از درام یونانی، اپرا را به وجود آوردند.

    نخست، پری به کمک رینو چینی شاعر، متن یک داستان قدیمی یونانی را به نام  دافنه  تهیه کرد و به موسیقی درآورد. این نمایش با استقبال زیاد مواجه شد طوری که در سال ۱۶۰۰ به مناسبت ازدواج هانری چهارم و ماریا دی مدیچی اپرای دیگری به او سفارش داده شد. پری، داستان معروف  ارفه  را برای اپرای دوم خود انتخاب کرد که بار دیگر به نام  نوریدیچه  در فلورانس به روی صحنه آمد. نوریدیچه اپرایی بود به شیوه رسیتاتیف که در تمام مدت نمایش، لحن و بیان و مکالمه را از دست نمی داد. دو سال بعد کاچینی درصدد برآمد همین داستان را به موسیقی درآورد. اگرچه کار او به مراتب ضعیف تر از پری بود اما برای نخستین بار  آریا  یعنی آواز اصلی اپرایی را در این نمایش به کار برد.با این حال هیچیک از این دو آهنگساز را موسس اپرا نمی دانند. کسی که اپرا را به معنای واقعی بنیان گذاشت کلودیو مونت وردی (Claudio Monteverdi)، (۱۵۶۷ ۱۶۴۸) بود. مونت وردی در ابتدا با تصنیف قطعات کثیری به شکل مادریگال شهرت یافته بود. این شهرت باعث شد که دوک وینچنتسو گنزاگا (Vincenzo Gonzaga) او را به سمت رئیس ارکستر درباری برگزیند و به نوشتن یک اپرا تشویق کند.

    اپرا از آغاز پیدایش، نمایش پرخرجی بود. فقط اشراف بزرگ و ثروتمند استطاعت سفارش چنین کار گرانبهایی را داشتند و به همین علت نیز اجرای یک اپرا در درجه اول، نماینده قدرت و ثروت و شخصیت فوق العاده کسی بود که آن را سفارش می داد. اگر خانواده مدیچی در فلورانس قدرت نمایش اپرا را داشتند برای خانواده گنزاگا در مانتورا نیز امکان داشت که چنین نمایشی را در مانتوا به روی صحنه بیاورند. به خصوص که دوک گنزاگا خود را نمایش اپرایی نوریدیچه در شب عروسی ماریادی مدیچی حضور داشت و اهمیت اجرای این نمایش را درک کرده بود.

    مونت وردی سومین کسی بود که داستان  ارفه و اوریدیس  را به موسیقی درآورد اما این بار اثر، آزمایشی و تجربی نبود. بلکه یک اپرای کامل بود که به نام  ارفئو  روی صحنه آمد (۱۶۰۷). مونت وردی برای نوشتن این اپرا سال های متمادی مطالعه کرد. در اپرای ارفئو تقریباً تمام اصول و قواعد اپرایی رعایت شده و از این حیث آن را اولین نمونه اپرای کلاسیک می دانند.
    مقدمه اپرا با یک اورتور که توسط ارکستر نواخته می شود آغاز می گردد. علاوه بر خواننده تنها در مواردی نیز آواز دو نفری و سه نفری و دسته جمعی نیز وجود دارد. ارکستری که با خوانندگان همراهی می کرد در آن زمان ارکستر بزرگی شمرده می شد و شامل سازهای متنوع زهی، بادی و ضربی بود. ارکستر اپرای پری ۴ ساز داشت اما ارکستر در اپرای مونت وردی به ۳۴ ساز رسید.

    مصطفی کمال پورتراب
    مقالات اطلاعات عمومی و گوناگون - روزنامه تهران امروز
  11. پسندیدن
    Toktam_N از sarfraz3 یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
  12. پسندیدن
    Toktam_N به whisper sky امتیاز داد در اپرا   
    جالب بود.    
    جالب تر هم برام 
     اما خطاهایی هم وجود دارد که باعث کشف و اختراعات بزرگ شده است مانند اختراع پلی اتیلن و اختراع کاغذ خشک کن، کشف پنی سیلین و....
    با خیال راحت آزمایش کنم
    ولی جدا از شوخی جالب بود.
  13. پسندیدن
    Toktam_N از whisper sky یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
    :- کو آدمی که عمل کنه
  14. پسندیدن
    Toktam_N به *Kid امتیاز داد در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
  15. پسندیدن
    Toktam_N از *Kid یک واکنش گرفت در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
    :- کو آدمی که عمل کنه
  16. پسندیدن
    Toktam_N به tmb_91 امتیاز داد در هر بار شعری از زنده یاد حسین پناهی   
    دلم میسوزد وقتی میبینم
    توی شهرداری

    حقوق
    آنهایی که جدول حل می کنند ،

    بیشتر از
    آنهایی است که جدول تمیز می کنند !!!؟
    سقف خانه ی ما سوراخ است،،
    ولی در عوض مناره های مسجدِ خالی سر به فلڪ کشیده است..،،

    همسایه مان هر ساله مکه میرود،،
    میگوید خدا طلبیده

    خدایا،،،
    خسته نمیشوی از قیافه تکراریَش؟؟
    دوستانت چه قیافه های خاصی دارند ...،،
    ریش،،
    تسبیح،،
    سجاده،،
    با اسمت چه احترامی دارند . . .
    اگـــــر دوست بی ریش و تسبیح قبول میکنی،،
    ما هم هستیم . . .

    اینجا میگویند برو دعایت را به فلانی بگو،،،
    پیش خدا آبرو دارد، شاید دعایت پذیرفته شود . . .
    خدایا نگو که پارتی بازی به عرش هم رسیده

    من به این جماعت دیوانه کـافر شده ام
    فقط تورا میشناسم و بس . . .

    "حسین پناهی".
  17. پسندیدن
    Toktam_N به Unknown امتیاز داد در عادت های کوچک برای زندگی بهتر   
    شاید اکثر ما قبول داشته باشیم که زندگی امروز ما تا حد زیادی حاصل عادت‌های ماست. رفتارهایی که ناخودگاه انجام می‌دهیم. تصمیم‌هایی که بدون آنکه متوجه بشویم می‌گیریم و جملات و کلماتی که به دلیل تکرار زیاد، بخشی از هویت ما شده‌اند.

    مارکوس اورلیوس از معروف‌ترین امپراتورهای تاریخ روم است. کسی که او را نمونه یک فیلسوف-پادشاه می‌دانند. معروف است که او هنگام رفتن به نبرد کتابخانه بزرگی از کتابهایش را هم به همراه خود می‌برد تا شب‌ها به مطالعه و تفکر بپردازد. از او نقل شده است که:



    با وجودی که پذیرفتن این مسئله سخت نیست، اما تغییر عادتها سخت و دشوار است. کسانی که در مورد عادتهای انسانهای موفق صحبت کرده‌اند کم نیستند. خود ما هم در متمم به عنوان نمونه‌ای از آنها به استیون کاوی پرداختیم. اما واقعیت اینجاست که در عین اینکه روی عادتهایی که برای زندگی خوب لازم است نسبتاً توافق وجود دارد، اما کمتر پیش می‌آید که به آنها عمل کنیم. بررسی اینکه چرا بسیاری از ما،‌ عادت‌های خوب را می‌شناسیم و قبول داریم اما به آنها عمل نمی‌کنیم، فراتر از بحث فعلی ما در متمم است. اما شاید یک نکته کوچک بتواند کمی به ما کمک کند. اینکه به جای یک حکم کلی بزرگ به مصداق‌های کوچکتر و قابل اجرای آن فکر کنیم.

    همه می‌دانیم که انسانهای بزرگ و موفق برای گسترش دانش و توانایی خود تلاش می‌کنند و تلاش برای توسعه دانش و نگرش باید یکی از عادتهای ما باشد. اما این حرف آنقدر کلی است که عموماً در عمل به نتیجه خاصی نمی‌رسد. شاید مطالعه تصادفی یک پاراگراف کتاب قبل از خواب، خیلی کوچکتر اما خیلی عملی‌تر باشد.


    عادتهای کوچک مربوط به مطالعه

    * همیشه یک کتاب کوچک در کیفم نگه می‌دارم و وقتی خواندنش تمام شد آن را با کتاب دیگری جایگزین می‌کنم و قبلی را به یک دوست هدیه می‌دهم.

    * هر روز صبح به مدت پانزده دقیقه یک روزنامه یا یکی دو سایت خبری را می‌خوانم.




     


    عادتهای کوچک مربوط به موبایل

    * صبح‌، برای سه نفر از دوستانم پیام صوتی احوال پرسی ارسال می‌کنم.

    * هر روز صبح فهرست شماره تلفن‌های موبایلم را می‌بینم و برای یکی از کسانی که ماه‌هاست خبری از او ندارم یک پیام احوال پرسی می‌فرستم.

    * هنگام رانندگی اینترنت موبایلم را قطع می‌کنم. اگر واقعاً منتظر تماس واجبی هستم قطعاً زنگ می‌زنند و اگر نیستم حتی می‌توانم موبایل را سایلنت کنم (متاسفانه اکثر کسانی که می‌توانستند مفید بودن این قانون را تایید کنند الان مرده‌اند!)




    عادتهای کوچک مربوط به محیط کار




    عادتهای کوچک مربوط به استفاده از لپ تاپ

    * هر روز قبل از شروع به کار با لپ تاپ، دسکتاپ آن را مرتب می‌کنم و فایل‌های اضافی را پاک کرده یا به پوشه درست منتقل می‌کنم.


    عادتهای کوچک مربوط به نظم شخصی

    * ایمیل شخصی‌ام را یک بار در روز در ساعت … و به مدت … چک می‌کنم.

    * هر شب در یک دفترچه کوچک می‌نویسم که امشب که می‌خوابم با دیشب در همین ساعت چه تفاوتی دارم و چقدر نگاه و دانش و نگرشم توسعه پیدا کرده.

    * روزی پانزده دقیقه برای هیچ کاری نکردن در نظر می‌گیرم. حتی اگر مجبور شوم برای دستیابی به آن، در مسیر برگشت به خانه کنار خیابان متوقف شوم.




    عادتهای کوچک مربوط به کارهای خیر و کمک به افراد ناتوان

    * اگر پیرزن یا پیرمردی را دیدم که چیزی را می‌فروشد، از او خرید می‌کنم. او اگر گزینه دیگری داشت در این سن کنار خیابان نبود.


    عادتهای کوچک مربوط به تجربه لذت زندگی

    * هفته‌ای یک فیلم می‌بینم.

    * فهرستی از فیلم هایی که باید ببینم تهیه می‌کنم و آن را همیشه روی موبایل یا داخل یک دفترچه همراه خودم حمل می‌کنم.



     


    عادتهای کوچک مربوط به ارتباطات و گفتگوهای اجتماعی

    * اگر نظرم را در مورد کسی پرسیدند، در بین تمام حرفها و نظراتی که می‌دهم حداقل یک مورد نقطه قوت و خوبی مشخص او را با اصرار و تاکید بیان می‌کنم.

     


    عادتهای کوچک مربوط به ورزش و سلامتی

    * روزی سی دقیقه پیاده روی می‌کنم.

  18. پسندیدن
    Toktam_N از koorooshkabir یک واکنش گرفت در تصديق جنون   
    باز هم عاشقونه عایا؟؟؟؟ /:)
  19. پسندیدن
    Toktam_N از salwa یک واکنش گرفت در تصديق جنون   
    باز هم عاشقونه عایا؟؟؟؟ /:)
  20. پسندیدن
    Toktam_N از *Kid یک واکنش گرفت در تصديق جنون   
    باز هم عاشقونه عایا؟؟؟؟ /:)
  21. پسندیدن
    Toktam_N از *Kid یک واکنش گرفت در نقطه آبی کمرنگ   
    خیلی عالی بود
  22. پسندیدن
    Toktam_N از Younes یک واکنش گرفت در اپرا   
    ● اپرا چیست؟
     


    در تاریخ اشتباهاتی رخ داده که سرنوشت ملت ها را تغییر داده است اما خطاهایی هم وجود دارد که باعث کشف و اختراعات بزرگ شده است مانند اختراع پلی اتیلن و اختراع کاغذ خشک کن، کشف پنی سیلین و.... اپرا هم زاده یکی از آن اشتباهات تاریخی است. اپرا (Opera ) جمع کلمه لاتینی اپوس (Opus) به معنای  اثر  است و به این تغییر باید اپرا را به طور تحت اللفظی به  آثار  ترجمه کرد. اما اپرا به صورت کلمه مفرد مونث از آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی گفته می شد که به جای آواز خوانده شود و این اصطلاح تاکنون برای اینگونه نمایش های آوازی از قرن ۱۴ میلادی به شیوه مادریگال و ویلانلا توسط خوانندگان دوره گرد (تروبادور Troubadour) اجرا می شد. اما اپرای واقعی به همت دوتن از اشراف ایتالیا، کنت باردی و دوک مانتوا به وجود آمد.
     

     
    موسیقی,آکاایران,آغاز,قرن,کشف,تاریخ,جمع,تاریخ,معنای ,وجود,تغییر,سرنوشت,کشف,آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی,دوره,خوانده,صورت
    پیشروان اپرا وینچسو گالیله (۱۵۹۱ ۱۵۲۰) (Vincenzo Galilei) پدر گالیله، فیزیکدان بزرگ، جولیو کاچینی (۱۶۱۸ ۱۵۵۰) (Giulio Caccini) و ژاکو پری Jacopo Peri) ۱۶۳۳ ۱۵۱۶) بودند. کاچینی و پری هر دو از خوانندگان معروف عصر خود بودند و آنها به دعوت گالیله در تصنیف اولین آثار اپرایی شرکت کردند. گالیله رساله ای در موسیقی به نام  مکالمه موسیقی قدیم و جدید  نوشته بود. او در آثار نمایشی یونان قدیم سه حماسه یافته بود که به همراهی موسیقی اجرا می شد. از آنجا نتیجه گرفت که تراژدی های یونانی به صورت رسیتاتیف یعنی کلامی که با موسیقی همراه می شود، خوانده می شده. این نظریه مورد توجه گروه نوازندگانی که در دربار کنت باردی جمع شده بودند، قرار گرفت. کنت باردی برای احیای شیوه قدیم یونان که مورد توجه آن زمان بود موسیقیدانان را مامور کرد تا نمایشی همراه موسیقی Dramma per Musica بسازند اما از آنجا که این گروه سه نفری هیچگونه نمونه ای از تئاترهای یونانی در دست نداشتند تصور کردند که نمایش های قدیم تماماً به آواز خوانده می شده است. در حالی که آواز یا ساز یا گفتار دسته جمعی فقط به طور فرعی در تئاتر اجرا می شده و ربطی به مکالمه تئاتری نداشته است. به این جهت گروه مامور به خیال تقلید از درام یونانی، اپرا را به وجود آوردند.

    نخست، پری به کمک رینو چینی شاعر، متن یک داستان قدیمی یونانی را به نام  دافنه  تهیه کرد و به موسیقی درآورد. این نمایش با استقبال زیاد مواجه شد طوری که در سال ۱۶۰۰ به مناسبت ازدواج هانری چهارم و ماریا دی مدیچی اپرای دیگری به او سفارش داده شد. پری، داستان معروف  ارفه  را برای اپرای دوم خود انتخاب کرد که بار دیگر به نام  نوریدیچه  در فلورانس به روی صحنه آمد. نوریدیچه اپرایی بود به شیوه رسیتاتیف که در تمام مدت نمایش، لحن و بیان و مکالمه را از دست نمی داد. دو سال بعد کاچینی درصدد برآمد همین داستان را به موسیقی درآورد. اگرچه کار او به مراتب ضعیف تر از پری بود اما برای نخستین بار  آریا  یعنی آواز اصلی اپرایی را در این نمایش به کار برد.با این حال هیچیک از این دو آهنگساز را موسس اپرا نمی دانند. کسی که اپرا را به معنای واقعی بنیان گذاشت کلودیو مونت وردی (Claudio Monteverdi)، (۱۵۶۷ ۱۶۴۸) بود. مونت وردی در ابتدا با تصنیف قطعات کثیری به شکل مادریگال شهرت یافته بود. این شهرت باعث شد که دوک وینچنتسو گنزاگا (Vincenzo Gonzaga) او را به سمت رئیس ارکستر درباری برگزیند و به نوشتن یک اپرا تشویق کند.

    اپرا از آغاز پیدایش، نمایش پرخرجی بود. فقط اشراف بزرگ و ثروتمند استطاعت سفارش چنین کار گرانبهایی را داشتند و به همین علت نیز اجرای یک اپرا در درجه اول، نماینده قدرت و ثروت و شخصیت فوق العاده کسی بود که آن را سفارش می داد. اگر خانواده مدیچی در فلورانس قدرت نمایش اپرا را داشتند برای خانواده گنزاگا در مانتورا نیز امکان داشت که چنین نمایشی را در مانتوا به روی صحنه بیاورند. به خصوص که دوک گنزاگا خود را نمایش اپرایی نوریدیچه در شب عروسی ماریادی مدیچی حضور داشت و اهمیت اجرای این نمایش را درک کرده بود.

    مونت وردی سومین کسی بود که داستان  ارفه و اوریدیس  را به موسیقی درآورد اما این بار اثر، آزمایشی و تجربی نبود. بلکه یک اپرای کامل بود که به نام  ارفئو  روی صحنه آمد (۱۶۰۷). مونت وردی برای نوشتن این اپرا سال های متمادی مطالعه کرد. در اپرای ارفئو تقریباً تمام اصول و قواعد اپرایی رعایت شده و از این حیث آن را اولین نمونه اپرای کلاسیک می دانند.
    مقدمه اپرا با یک اورتور که توسط ارکستر نواخته می شود آغاز می گردد. علاوه بر خواننده تنها در مواردی نیز آواز دو نفری و سه نفری و دسته جمعی نیز وجود دارد. ارکستری که با خوانندگان همراهی می کرد در آن زمان ارکستر بزرگی شمرده می شد و شامل سازهای متنوع زهی، بادی و ضربی بود. ارکستر اپرای پری ۴ ساز داشت اما ارکستر در اپرای مونت وردی به ۳۴ ساز رسید.

    مصطفی کمال پورتراب
    مقالات اطلاعات عمومی و گوناگون - روزنامه تهران امروز
  23. پسندیدن
    Toktam_N از whisper sky یک واکنش گرفت در اپرا   
    ● اپرا چیست؟
     


    در تاریخ اشتباهاتی رخ داده که سرنوشت ملت ها را تغییر داده است اما خطاهایی هم وجود دارد که باعث کشف و اختراعات بزرگ شده است مانند اختراع پلی اتیلن و اختراع کاغذ خشک کن، کشف پنی سیلین و.... اپرا هم زاده یکی از آن اشتباهات تاریخی است. اپرا (Opera ) جمع کلمه لاتینی اپوس (Opus) به معنای  اثر  است و به این تغییر باید اپرا را به طور تحت اللفظی به  آثار  ترجمه کرد. اما اپرا به صورت کلمه مفرد مونث از آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی گفته می شد که به جای آواز خوانده شود و این اصطلاح تاکنون برای اینگونه نمایش های آوازی از قرن ۱۴ میلادی به شیوه مادریگال و ویلانلا توسط خوانندگان دوره گرد (تروبادور Troubadour) اجرا می شد. اما اپرای واقعی به همت دوتن از اشراف ایتالیا، کنت باردی و دوک مانتوا به وجود آمد.
     

     
    موسیقی,آکاایران,آغاز,قرن,کشف,تاریخ,جمع,تاریخ,معنای ,وجود,تغییر,سرنوشت,کشف,آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی,دوره,خوانده,صورت
    پیشروان اپرا وینچسو گالیله (۱۵۹۱ ۱۵۲۰) (Vincenzo Galilei) پدر گالیله، فیزیکدان بزرگ، جولیو کاچینی (۱۶۱۸ ۱۵۵۰) (Giulio Caccini) و ژاکو پری Jacopo Peri) ۱۶۳۳ ۱۵۱۶) بودند. کاچینی و پری هر دو از خوانندگان معروف عصر خود بودند و آنها به دعوت گالیله در تصنیف اولین آثار اپرایی شرکت کردند. گالیله رساله ای در موسیقی به نام  مکالمه موسیقی قدیم و جدید  نوشته بود. او در آثار نمایشی یونان قدیم سه حماسه یافته بود که به همراهی موسیقی اجرا می شد. از آنجا نتیجه گرفت که تراژدی های یونانی به صورت رسیتاتیف یعنی کلامی که با موسیقی همراه می شود، خوانده می شده. این نظریه مورد توجه گروه نوازندگانی که در دربار کنت باردی جمع شده بودند، قرار گرفت. کنت باردی برای احیای شیوه قدیم یونان که مورد توجه آن زمان بود موسیقیدانان را مامور کرد تا نمایشی همراه موسیقی Dramma per Musica بسازند اما از آنجا که این گروه سه نفری هیچگونه نمونه ای از تئاترهای یونانی در دست نداشتند تصور کردند که نمایش های قدیم تماماً به آواز خوانده می شده است. در حالی که آواز یا ساز یا گفتار دسته جمعی فقط به طور فرعی در تئاتر اجرا می شده و ربطی به مکالمه تئاتری نداشته است. به این جهت گروه مامور به خیال تقلید از درام یونانی، اپرا را به وجود آوردند.

    نخست، پری به کمک رینو چینی شاعر، متن یک داستان قدیمی یونانی را به نام  دافنه  تهیه کرد و به موسیقی درآورد. این نمایش با استقبال زیاد مواجه شد طوری که در سال ۱۶۰۰ به مناسبت ازدواج هانری چهارم و ماریا دی مدیچی اپرای دیگری به او سفارش داده شد. پری، داستان معروف  ارفه  را برای اپرای دوم خود انتخاب کرد که بار دیگر به نام  نوریدیچه  در فلورانس به روی صحنه آمد. نوریدیچه اپرایی بود به شیوه رسیتاتیف که در تمام مدت نمایش، لحن و بیان و مکالمه را از دست نمی داد. دو سال بعد کاچینی درصدد برآمد همین داستان را به موسیقی درآورد. اگرچه کار او به مراتب ضعیف تر از پری بود اما برای نخستین بار  آریا  یعنی آواز اصلی اپرایی را در این نمایش به کار برد.با این حال هیچیک از این دو آهنگساز را موسس اپرا نمی دانند. کسی که اپرا را به معنای واقعی بنیان گذاشت کلودیو مونت وردی (Claudio Monteverdi)، (۱۵۶۷ ۱۶۴۸) بود. مونت وردی در ابتدا با تصنیف قطعات کثیری به شکل مادریگال شهرت یافته بود. این شهرت باعث شد که دوک وینچنتسو گنزاگا (Vincenzo Gonzaga) او را به سمت رئیس ارکستر درباری برگزیند و به نوشتن یک اپرا تشویق کند.

    اپرا از آغاز پیدایش، نمایش پرخرجی بود. فقط اشراف بزرگ و ثروتمند استطاعت سفارش چنین کار گرانبهایی را داشتند و به همین علت نیز اجرای یک اپرا در درجه اول، نماینده قدرت و ثروت و شخصیت فوق العاده کسی بود که آن را سفارش می داد. اگر خانواده مدیچی در فلورانس قدرت نمایش اپرا را داشتند برای خانواده گنزاگا در مانتورا نیز امکان داشت که چنین نمایشی را در مانتوا به روی صحنه بیاورند. به خصوص که دوک گنزاگا خود را نمایش اپرایی نوریدیچه در شب عروسی ماریادی مدیچی حضور داشت و اهمیت اجرای این نمایش را درک کرده بود.

    مونت وردی سومین کسی بود که داستان  ارفه و اوریدیس  را به موسیقی درآورد اما این بار اثر، آزمایشی و تجربی نبود. بلکه یک اپرای کامل بود که به نام  ارفئو  روی صحنه آمد (۱۶۰۷). مونت وردی برای نوشتن این اپرا سال های متمادی مطالعه کرد. در اپرای ارفئو تقریباً تمام اصول و قواعد اپرایی رعایت شده و از این حیث آن را اولین نمونه اپرای کلاسیک می دانند.
    مقدمه اپرا با یک اورتور که توسط ارکستر نواخته می شود آغاز می گردد. علاوه بر خواننده تنها در مواردی نیز آواز دو نفری و سه نفری و دسته جمعی نیز وجود دارد. ارکستری که با خوانندگان همراهی می کرد در آن زمان ارکستر بزرگی شمرده می شد و شامل سازهای متنوع زهی، بادی و ضربی بود. ارکستر اپرای پری ۴ ساز داشت اما ارکستر در اپرای مونت وردی به ۳۴ ساز رسید.

    مصطفی کمال پورتراب
    مقالات اطلاعات عمومی و گوناگون - روزنامه تهران امروز
  24. پسندیدن
    Toktam_N از koorooshkabir یک واکنش گرفت در نقطه آبی کمرنگ   
    خیلی عالی بود
  25. پسندیدن
    Toktam_N به Injaneb امتیاز داد در هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!   
    خدا می داند، ولی ...
     
    آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
    و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت
     
    آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!
     
    ... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود
     
    سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد
     
    خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
    اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند
     
    خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
    آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم
     
    خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم
     
    و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم
     
    و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست
     
    چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است