کاغذی باید ساخت ... !


sarfraz3

ارسال های توصیه شده

کاغذی خواهم ساخت

خواهم انداخت به جیب

دور خواهم شد از این چشم مراقب

که در آن هیچ مروتی نیست

که مدیر را بیدار نکند

 

کاغذ از متن کتاب

و پر از نشانه های عجیب

همچنان خواهم دید

نه به دوستان چشم خواهم بست

نه به ساعت - بچه هایی که سر از کار به در می آرند

و در آن استرس و تنهایی من

می تکانند سوال ار برگه هاشان

 

همچنان خواهم دید

همچنان خواهم خواند

آن اتم بار نداشت

خاک آن شهر به آبرفتی خاک آن جلگه نبود

هیچ دریایی آرامش بیابان را تکرار نکرد

دور باید شد از این چشم مراقب

 

پشت سرها زنی است

که در آن رحم و مروت نیست

چای ها مال کسانیست که به فکس و حرف بچه ها می نگرند

 

دست هر کودک 16 ساله ی شهر، برگه ی تقلّبی ست

راقبان به یک حرکت چشم چنان می نگرند

که به یک کشف مهم، به یک کشف اتم

تا که موسیقی حرفان تو را می شنوند

و صدای مرگ نمره می آید

 

پشت سرها زنی است

که در آن وسعت بخشش، به اندازه ی بال مگسی نیست

 

پشت سرها زنی است

کاغذی باید ساخت ...

لینک به دیدگاه

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.