شرح مجموعه گل.


salwa

ارسال های توصیه شده

50e5bab727171_6423aed892dbf43714968caa3f627583_XL.jpg

 

مهدى جان! مولاى عزیزم! از روزى كه رفته‏اى روحم نیز با تو رفته و هنوز بازنگشته است. مى‏خواهم برایت غزل غزلهاى (سلیمان ‏نبى) را بسرایم و نامت را به جاى (زمزمه هدى) براى اشتران آرزوهاى مقدسم بخوانم . مصلح كل ، ناجى امت ، طینت‏بهشت ، نور زمین! قریشى ، هاشمى و مكى نسب! قائم آل محمد صلى الله علیه وآله وسلم! هادى و مهدى هدایت انسان! امام و ركن ركین حكومت امن صالحان! سلام بر سرزمینى كه در آن مقیمى ، خوشا و خرما هر منزلى كه در آن ، دمى فرود مى‏آیى. روزى گر ببویم از تو بویى، یا ببینم از تو رویى، بر آرم از عمق دل ، چه هایى‏وهویى!

مهدى جان! مولاى عزیزم! از روزى كه رفته‏اى روحم نیز با تو رفته و هنوز بازنگشته است. مى‏خواهم برایت غزل غزلهاى (سلیمان ‏نبى) را بسرایم و نامت را به جاى (زمزمه هدى) براى اشتران آرزوهاى مقدسم بخوانم . مصلح كل ، ناجى امت ، طینت‏بهشت ، نور زمین!

قریشى ، هاشمى و مكى نسب! قائم آل محمد صلى الله علیه وآله وسلم! هادى و مهدى هدایت انسان! امام و ركن ركین حكومت امن صالحان!

سلام بر سرزمینى كه در آن مقیمى ، خوشا و خرما هر منزلى كه در آن ، دمى فرود مى‏آیى. روزى گر ببویم از تو بویى، یا ببینم از تو رویى، بر آرم از عمق دل ، چه هایى‏وهویى!

سنت عاشقى به (احتمال آمدن معشوق‏) زنده است و عاشق صادق آن باشد كه تا رخ یار بیند، جان مى‏دهد و دل وى خوش از آنكه پیاپى فرمان محبوب را شنود.

اى لطف سبز آنسویى بر سر عالم ، اى جارى علم و قدرت لایزال خدایى، سارى در سیل اشك و آه یتیمان تاریخ ، پشت و پناه هر بى‏پشت و پناه! اگر دولت وصل تو نباشد، زندگى و مرگ ما توفیرى نمى‏كند!

خنده شكوفه‏ها از تبسم تو مى‏شكفد و آهوان ، شادى خود را از تو مى‏گیرند.

دلم را آینه كن! آینه‏ام را مصفا ساز! و قدمت‏بر دیدگانم گذار! اى یار غایب از نظر ! مطاف و قبله قلوب منتظر! شفیره گلهاى محمدى یاس و نرگس! عینیت (خلق الادم على صورته)! پونه خوشبوى خانه فاطمه علیها السلام، وارث على علیه السلام! ظهورت (بعثت مكرر)! سرو خوش اعتدال باغ خرم امامت !

مولى جان! مهدى صاحب زمان آخر (كى مى‏كنى پا در ركاب؟ خاك پایت‏بوسم و بر سر زنم بسیار گل) مولانا ، حبیبى ، نور عینى! حال شبهاى من را ، همچو منى داند و بس.

شاهد شبهاى بلند و آزاردهنده هجر، سیل اشكهاى سرخم! گواه عشقت ، سوز و گداز گدازنده (هرم‏) درونم كه در آن شعله‏ ورم و نشانگر صدق تعلقم به توست!

هر چند در منطق عاشقانه عارفان (هجربهتر از وصل است) چون (در هجر ، امید وصل است) و (در وصل بیم فراق)! و عاشق با هجر پخته مى‏شود و (عشق و هجر) عقد اخوت ذاتى بسته‏اند.

زمان و مكان را در نوردیده ، از شب و روزهاى طولانى و طاقت‏فرساى انتظار گذشته; و اگر (حسن لیلى‏)، مجنونى بیش نداشت، عالمى مجنون توست.

اسماعیل گندم‏ كار

لینک به دیدگاه

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.