نبودی...


mariya

ارسال های توصیه شده

نبودي و من با عشق نا آشنابودم….

نبودي و در نهان خانه دلم جايت خالي بود…….

نبودي و باز به تو وفاداربودم……..

نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم

تو مرا با عشق آشنا كردي

با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم……..

باتو الفباي عشق را اموختم…….

نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم……

به تو و كلبه عشقمان باليدم…….

نيمه گمشده ام شدي……..

حال كه اين چنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم….

حتي براي لحظه اي از من جدا نشو……

بدون تو دستم سرد است

بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است……

به حرمت عشقمان…

به حرمت لحظات زيبايمان……….

مرو كه بي تو من هيچم…

بمان با من…..

بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حک شده ..

بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند………….

به وفايم ايمان داشته باش

تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را...

لینک به دیدگاه
  • 3 هفته بعد...

تو هم با من نبودی

مثل من با من

و حتی مثل تن با من

تو هم با من نبودی

آن که می پنداشتم بايد هوا باشد

و يا حتی گمان می کردم اين تو

باید از خيل خبرچينان جدا باشد

تو هم با من نبودی

.

تو هم از ما نبودی

آن که ذات درد را بايد صدا باشد

و يا با من ٬ چنان هم سفره ی شب

بايد از جنس من و عشق و خدا باشد

تو هم از ما نبودی

.

تو هم مومن نبودی

بر گليم ما و حتی در حريم ما

ساده دل بودم که می پنداشتم

دستان نا اهل تو بايد

مثل هر عاشق

رها باشد ...

تو هم از ما نبودی يار

ای آوار

ای سيل مصيبت بار ...

(فرهادمهراد)

لینک به دیدگاه

مرسی ماریا قشنگ بود =D> =D> =D>

با ترس و لرز داشتم می خوندمش که نکنه آخرش غم انگیز باشه ......

از بس که بچه ها غمگین می نویسن یه مدتیه

مخصوصا وقتی با این موضوع باشه

لینک به دیدگاه

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.